خلاصه داستان: ویل ردفورد، تحلیلگر امنیت سایبری، با استفاده از یک برنامه نظارتی گسترده، تهدیدات امنیتی را پیگیری میکند. اما حملهای مرموز باعث میشود او به پنهانکاری دولت از خود و جهان شک کند..
خلاصه داستان: در انیمیشن بالا رویای پیر مرد ۷۸ ساله بادکنک فروش به محقق می شود. او هزاران بادکنک را به خانه خود وصل می کند و عازم «آبشار بهشت» در آمریکای جنوبی می شود. پسر بچه ای خوش بین به نام «راسل» به طور اتفاقی با او همسفر می شود و....
خلاصه داستان: شخصی کودکی را در آلمان به قتل می رساند. پلیس سخت در جستجوی اوست. این قتل ها وضعیت جنایتکاران دیگر را نیز به هم ریخته است و جنایتکاران محلی میخواهند به پلیس کمک کنند تا هرچه سریعتر قاتل دستگیر شود...
خلاصه داستان: کارآگاه پلیس سابق سانفرانسیسکو با شیاطین شخصی خود کشتی می گیرد و با یک زن زیبا و زیبا که او برای دنباله استخدام شده است ، وسواس می کند ، که ممکن است عمیقاً آشفته شود.
خلاصه داستان: داستان ایزابل و نیکولاس که نیمه گم شده یکدیگرند اما هرچه سرنوشت آنها را بههم نزدیک میکند، خانواده، اعتقادات و... آنها را از هم جدا میکنند.
خلاصه داستان: « کنجى واتانابه » ( شیمورا ) ، کارمند قدیمى بخش بایگانى شهردارى ، در می یابد که به سرطان معده مبتلا شده و بیش از شش ماه دیگر زنده نمیماند . او ابتدا میخواهد تا از آخرین روزهاى زندگی اش لذت ببرد ، اما این بی فایده است و « واتانابه » میمیرد . در مراسم یادبودش ، روشن میشود که پیش از مرگ یک زمین بازى براى بچه هاى محله ساخته است .
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، یک زرگر به زادگاهش بازمیگردد و این بازگشت خاطرات عشق تابستانیاش با یک خیاط را که ۲۵ سال پیش رخ داده، زنده میکند. با وجود اختلاف سنی میان آنها، او تصمیم میگیرد...
خلاصه داستان: «جو کابوت» مافيايي (تيرني) و پسرش، «نايس گاي ادي» (پن)، شش نفر گنگستر را استخدام مي کنند تا به يک صرافي الماس دستبرد بزنند. براي سارق ها ـ که هيچ يک، ديگري را نمي شناسد ـ اسم مستعار انتخاب شده: «آقاي سفيد» (کايتل)، «آقاي نارنجي» (رات)، «آقاي بور» (مدسن)، «آقاي صورتي» (بوشمي)، «آقاي آبي» (بانکر) و «آقاي قهوه اي» (تارانتينو). اما سرقت با مشکل مواجه مي شود...