خلاصه داستان: دو جوان برای گذراندن اوقات فراغت به نیویورک می روند. به محض رسیدن آنها با وضعیت بد جوی رو به رو می شوند و اتفاقات و خوب و بدی برای آنها می افتد.
خلاصه داستان: داستان صاحب یک تعمیرگاه با کارکنان خانم که پس از آنکه یک شرکت رقیب، روبهروی تعمیرگاه او شعبه افتتاح میکند، باید آینده خود را دوباره بررسی کند.
خلاصه داستان: داستان مردی که به تازگی الکل را ترک کرده و در شب سال نو، یک مشکل به شدت اورژانسی برای دنداناش پیش میآید. او پس از مراجعه به دندانپزشکی، خود را در کنار دندانپزشکاش در خیابانهای بالتیمور مییابد که...
خلاصه داستان: «اندی اندرسون» در تلاش است تا مرزهای خلاقیتش را به منظور نگارش مطالب جدید گسترش دهد و برای رسیدن به اهدافش قصد دارد تا با برقراری ارتباط با یک مرد مناسب و ترک کردن وی در یک بازه زمانی مشخص، اثر تازهای را بنویسد اما...
خلاصه داستان: ده سالی می شود که «تام» (دمپسی) و «هانا» (ماناگن) دوستی افلاطونی دارند. تا این که «هانا» نامزد می کند و از «تام» می خواهد تا نقش «همراه اصلی» را در عروسی او به عهده بگیرد. حالا «تام» به خود می آید و این نقش را می پذیرد تا بتواند در فرصت باقیمانده عروسی را برهم بزند و «هانا» را برای خودش داشته باشد...
خلاصه داستان: وقتی علاقه یک مرد جوان به یک رابطه سه نفره غیرمنتظره ختم میشود، فکر میکند رویای نهاییاش به حقیقت پیوسته است. اما با پایان یافتن این رویا، هر سه نفر با عواقب ناخوشایندی روبرو میشوند و مجبور میشوند مسئولیت اعمال خود را بپذیرند.
خلاصه داستان: درموت مولرونی و ریچل گریفی به طور غیرمنتظره ای در یک عروسی در استرالیا دوباره یکدیگر را ملاقات می کنند. بنابراین آنها کاری را انجام می دهند که...
خلاصه داستان: دختری در ابتدای جوانی به یک فالگیر و کف بین برخورد می کند و در زندگی در می یابد که سرنوشت او همان است که رقم خورده بود و به سرنوشت اعتقادی عمیق پیدا می کند تا آنجا که در مقابل سرنوشت تسلیم شده و مقاومت نمی کند. این داستان داستان عشق سه نفره، دو زن و یک مرد می باشد که در سالهای ۱۹۳۰ در انگلیس اتفاق افتاده و جنگ جهانی دوم و اسپانیا و مقاومت فرانسه نیز قسمتی از داستان است.