خلاصه داستان: پسری روی سکوی ایستگاه ایستاده است در حالیکه قطار در حال حرکت است. آیا باید با مادرش برود یا نزد پدرش بماند؟ امکانات نامحدودی از این تصمیم ناشی می شود. تا زمانی که او انتخاب نکند ، همه چیز ممکن است.
خلاصه داستان: داستان سریال بر روی گروهی از افراد متمرکز است که تاریخ تولدشان یکی می باشد و به صورت تصادفی زندگیشان در راه های مختلف به هم گره می خورد. جک و ربکا زوج جوانی هستند که در پترزبورگ منتظر به دنیا آمدن سهقلویشان می باشند. کوین بازیگر موفق و خوشتیپ تلویزیون می باشد که از زندگی مجردی خسته شده است. رندال نیز تاجری است که در کودکی پدرش او را در یک ایستگاه آتش نشانی رها کرده بود و اکنون دارای یک همسر و دو دختر است…
خلاصه داستان: شاهزاده میا اکنون 21 ساله شده و برای اینکه بتواند تاج و تخت را به ارث ببرد، باید خود را برای ازدواج با اشراف زاده ای انگلیسی آماده کند...
خلاصه داستان: وقتی مادر میا ترموپلیس اعلام می کند که پدر مرحومش، در حقیقت شاهزاده و صاحب تاج و تخت کشور کوچک اروپایی، جنوویا، بوده، در زندگی میا تغییر و تحول اساسی به وجود می آید: حالا میا تنها وارث آن تاج و تخت است و مادربزرگش، ملکه کلاریس رینالدی می خواهد آداب و رسوم اشرافی را به آن دخترک ناشی بیاموزد...
خلاصه داستان: اوو ، یک بازنشسته مبهم و منزوی که روزهای خود را صرف اجرای قوانین انجمن بلوک می کند و به دیدن قبر همسرش می پردازد ، سرانجام همانطور که یک دوستی بعید با همسایگان جدید و پرتحرک خود ایجاد می شود ، از زندگی خودداری کرد.
خلاصه داستان: دانشجوی ادبیات آناستازیا استیل وقتی که او با خوش تیپ و در عین حال عذاب آور ، میلیاردر کریستین گری را ملاقات می کند ، برای همیشه تغییر می کند.
خلاصه داستان: داستان دو دوست بسیار صمیمی بهنامهای لوسی و جین. روزی لوسی درگیر یک مسئله شخصی میشود که نه تنها دوستیاش با جین را مورد آزمایش قرار میدهد، بلکه درصد خودشناسیاش هم مورد امتحان قرار میگیرد که...
خلاصه داستان: داون فکر میکند که قرار است به یک برنامه دوستیابی در پاریس، فرانسه بپیوندد، اما سر از پاریس، تگزاس درمیآورد. حال او تلاش میکند تا از برنامه حذف شود، اما زمانی که با گاوچران مجرد آنجا آشنا شده و...