خلاصه داستان: داستان درباره زوجی به نامهای تیم و میلی (با بازی دیو فرانکو و آلیسون بری) است که به دلیل مشکلات رابطهشان به حومه شهر نقلمکان میکنند. در آنجا، برخورد با یک نیروی ماوراءالطبیعه باعث تغییرات وحشتناک و غیرعادی در بدن و رابطه آنها میشود.
خلاصه داستان: میراندا ولز یک بیوه جوان کارگر است که تلاش می کند سه فرزند خود را به تنهایی بزرگ دهد. اما زندگی به همین راحتی نیست و زندگیشان دست خوش بالا و پایین هایی میشود و با ورود یک شخص به این خانواده همه چیز عوض میشود...
خلاصه داستان: در جریان سفر با کشتی تایتانیک، «رز» (وینسلت)، دختری از خانواده ای ثروتمند که برای ازدواجی اجباری رهسپار امریکاست، اقدام به خودکشی می کند. اما «جک» (دی کاپریو)، مسافری فقیر از قسمت درجه ی سه کشتی، او را نجات می دهد. این دو به یکدیگر دل می بندند. کمی بعد، تایتانیک به یک کوه یخ شناور بر می خورد و رفته رفته غرق می شود....
خلاصه داستان: یک زامبی بنام «آر» عاشق یک دختر می شود و جان او را نجات می دهد. از آن پس رابطه ای بین آن دو شکل می گیرد و ماجراهایی رخ می دهد که ممکن است باعث درمان مشکل تمام مرده های متحرک ( زامبی ها ) شود...
خلاصه داستان: مینی و کوین در یک روز به فاصله یک دقیقه به دنیا می آیند. زندگی آنها ممکن است با هم شروع شود، اما دنیای آنها نمی تواند متفاوت تر از این باشد. سالها بعد آنها دوباره خود را با هم می یابند. شاید زمان آن رسیده است که فرصتی برای عشق داشته باشید.
خلاصه داستان: پس از جدایی وحشیانه، مرد جوانی عهد می کند که در چهل روز عید مجرد بماند، اما دختر رویاهای خود را پیدا می کند و نمی تواند کاری برای آن انجام دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم ادامه داستان فیلم پیش از طلوع میباشد. که در پایان داستان پیش، "جسی" و "سلین" قرار شد که پس از شش ماه با در همان مکان یکدیگر ملاقات کنند. پس از شش ماه جسی به وین میرود اما "سلین" در آنجا نیست. پس از این اتفاق شروع به نوشتن کتاب خاطرات خود در تنها روزی که با سلین در خیابانهای وین قدم میزد. پس از نوشتن این کتاب...