خلاصه داستان: دریل در پاریس (منشا ویروس زامبی) به ساحل میرسد و تلاش میکند تا چگونگی و دلیل رسیدن به آنجا را متوجه شود. این سریال سفر او را در یک فرانسه شکسته اما انعطاف پذیر دنبال میکند، زیرا او امیدوار است راهی برای بازگشت به خانه پیدا کند. با این حال، همانطور که او سفر میکند، اتفاقاتی در مسیر برای دریل بهوجود میآید و برنامه او را پیچیده میکند.
خلاصه داستان: «افلاطونی» داستان ویل و سیلویا که بهترین دوستان دوران کودکی یکدیگر بودند را روایت میکند،آنها که به دلایل نامعلوم به مرور زمان ارتباطشان به فراموشی سپرده شد، پس از سالها سیلویا به این موضوع پی میبرد که ازدواج ویل به طلاق منجر شده، سیلویا به کمک همسرش چارلی سعی میکند که با حمایت عاطفی و کمک به ویل دوباره به زندگی اون نظم ببخشد...
خلاصه داستان: داستان فیلم حول سفر هولناک آماندا ناکس پس از زندانی شدن به ناحق به جرم قتل همخانهاش، و نبرد او برای اثبات بیگناهی و بازپسگیری آزادیاش میچرخد.
خلاصه داستان: داستان یک دانشجوی جرم شناسی به نام کلوئی که برای به دست آوردن مدرکی که برادرش را به یک جرم مرتبط میکند وارد سردخانه میشود و مرگ خود را جعل میکند.
خلاصه داستان: این پیشدرآمدی از سریال Outlander است و بر زندگی و روابط عاشقانه والدین جیمی فریزر، برایان فریزر و الن مکنزی و همچنین والدین کلر بوچمپ، هنری بوچمپ و جولیا موریستون تمرکز دارد.
خلاصه داستان: جان به همراه خانوادهاش به یک شهر کوچک و روستایی نقل مکان میکند. او در آنجا با همسایهای مرموز به نام تامی آشنا میشود که به نظر میرسد اسرار تاریکی را پنهان کرده است. با گذشت زمان، شیفتگی و کنجکاوی جان نسبت به تامی افزایش مییابد، در حالی که همسرش، فیونا، به او مشکوک میشود. این شک و تردید فیونا، زنجیرهای از اتفاقات خطرناک را به راه میاندازد که به تدریج حقیقتهای پنهان و خشمهای سرکوبشده همه شخصیتها را آشکار میکند...
خلاصه داستان: وقتی یک سفینه فضایی مرموز روی زمین سقوط میکند، یک زن جوان و گروهی از سربازان تاکتیکی به کشفی سرنوشتساز میرسند که آنها را رو در روی بزرگترین تهدید سیاره زمین قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره قاتلی خونسرد و حرفه ای به نام دکستر میباشد که هم در اداره پلیس مشغول به کار است و هم در زمان مقتضی به قتل های زنجیره ای خود میپردازد. دکستر دارای ظاهری بسیار آرام و دوست داشتنی است، به گونه ای که همه همکارانش او را بسیار دوست میدارند ولی این ظاهر دوست داشتنی پوششی برای پنهان کردن آن چیزی است که سال ها در نهاد او وجود داشته و آن چیزی نیست جز اشتیاق به کشتن، ولی نه کشتن هر کس، بلکه کشتن کسانی که سزاوار مردن هستند…