خلاصه داستان: تیم و اولیویا در آپارتمانی در هامبورگ بیدار میشوند و متوجه میشوند که تمام ساختمانشان دربها و پنجرهها با دیوارهایی از آجرهای مرموز و غیرقابل نفوذ مسدود شده است ...
خلاصه داستان: دو سال پس از خرابیهای مگان، سازندهاش، جما، برای نابودی آملیا، سلاح نظامی ساختهشده توسط پیمانکاری دفاعی که فناوری مگان را دزدیده بود، به احیای مخلوق بدنام خود متوسل میشود.
خلاصه داستان: وقتی مردیت انسان مصنوعی به عنوان همراه ویلیام بیوه سوگوار منصوب می شود، او طوری طراحی شده است که مانند همسر مرحومش رفتار کند. اما در مبارزه برای پایان دادن به بهره برداری هوش مصنوعی، یک سازمان تلاش می کند تا برنامه های او را خراب کند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک که فرزندآوری بهشدت کنترل میشود، ارزیابی هفتروزهی یک زوج برای بهدست آوردن حق بچهدار شدن، به کابوسی روانی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: ”در اواخر قرن نوزدهم در لندن، رابرت انجیر، همسرش جولیا و آلفرد بوردن بعنوان دستیاران یک شعبده باز باهم کار می کنند. جولیا بر اثر یک تصادف در حین اجرا جان میدهد و رابرت، آلفرد را بخاطر مرگ همسرش سرزنش می کند و رابطه دوستانه بین آنها جایش را به دشمنی میدهد. بعد از مدتی هردو شعبده باز هایی مشهور، و رقبایی سرسخت برای یکدیگر می شوند و در اجرای یکدیگر خرابکاری می کنند. وقتی آلفرد یک حقه ناب را روی صحنه اجرا می کند، رابرت غرق در تلاش برای فاش کردن راز رقیبش می شود و این کار او عواقب غم انگیزی را به دنبال دارد.
خلاصه داستان: زمانی که خدمه ی یک سفینه ی فضایی ، پیامی نگران کننده از یک سیاره ی ناشناخته دریافت می کنند ، بعد از جستجو برای بازمانده ای در آن سیاره ، آن ها درمی یابند همراه خودشان یک موجود فضایی ناشناخته را وارد سفینه کرده اند و…
خلاصه داستان: داستان درباره پسری است به نام جان کانر که در آینده فرمانده گروه مقاومت می شود و جنگ علیه ماشین ها را پیروز می شود بخاطر همین ماشین ها یک ربات نابودگر را به گذشته می فرستند تا قبل از بزرگ شدن جان کانر اورا بکشند در همین میان جان کانر که از این موضوع با خبر می شود رباتی به گذشته می فرستد تا از خودش مراقبت کند و...
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵ مارتی مک فلای جوان ، نزد دکتر امت براون ، یک مخترع دیوانه می رود که می خواهد ماشین زمانی را که ساخته ، آزمایش کند. ماشین زمان به کار می افتد ، ولی براون توسط چند خلافکار کشته می شود و مارتی با ماشین زمان فرار می کند و به سال ۱۹۵۵ می رود و…
خلاصه داستان: هنگامی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می شود ، یک خلبان کشاورز و سابق ناسا ، جوزف کوپر ، وظیفه دارد یک فضاپیما را به همراه تیمی از محققان خلبان کند تا سیاره جدیدی را برای انسان پیدا کند.