خلاصه داستان: زمان جنگهای ویتنام است. به کاپیتان «ویلارد» دستور داده می شود که به جنگلی در کامبودیا رفته و سرهنگ کورتز خائن را که درون جنگل برای خودش ارتشی تشکیل داده را پیدا کرده و بکشد. زمانیکه او در جنگل فرود می آید کم کم توسط نیروهای مرموزی در جنگل گرفتار شده تا حدی که دچار جنون می شود. همراهان وی هم یکی یکی به قتل می رسند. همینطور که ویلارد به مسیرش ادامه می دهد بیشتر و بیشتر شبیه کسی می شود که برای کشتنش فرستاده شده است…
خلاصه داستان: پنجره عقبی یا پنجره پشتی یا پنجره رو به حیاط، فیلمی در ژانر معمایی و دلهرهآور به کارگردانی آلفرد هیچکاک است. بسیاری از منتقدان این فیلم را از بهترین فیلمهای هیچکاک و بهترین فیلمهای دلهرهآور تاریخ سینما میدانند. یک عکاس خبری با پای شکسته مجبور است روی یک صندلی چرخدار باقی بماند از روی بیکاری به تماشای حرکات همسایههای آن طرف حیاط آپرتمانی که در گیتیچویلج دارد مشغول میشود…
خلاصه داستان: ”در اواخر قرن نوزدهم در لندن، رابرت انجیر، همسرش جولیا و آلفرد بوردن بعنوان دستیاران یک شعبده باز باهم کار می کنند. جولیا بر اثر یک تصادف در حین اجرا جان میدهد و رابرت، آلفرد را بخاطر مرگ همسرش سرزنش می کند و رابطه دوستانه بین آنها جایش را به دشمنی میدهد. بعد از مدتی هردو شعبده باز هایی مشهور، و رقبایی سرسخت برای یکدیگر می شوند و در اجرای یکدیگر خرابکاری می کنند. وقتی آلفرد یک حقه ناب را روی صحنه اجرا می کند، رابرت غرق در تلاش برای فاش کردن راز رقیبش می شود و این کار او عواقب غم انگیزی را به دنبال دارد.
خلاصه داستان: ژاپن، سال ۱۶۳۰، پس از پایان جنگهاى داخلى بسیارى از سامورایىها بىکار شدهاند. سامورایى جوانى ( ایواشیتا ) به امید لطف، سراغ طایفهى آیى مى رود و وانمود مى کند که قصد هاراکیرى دارد. اما، برخلاف انتظار، او را مجبور به این اقدام مى کنند. پس از آن پدرخوانده ى سامورایى ( ناکادایى ) که دخترش را نیز به همسرى او در آورده، براى انتقام وارد عمل مى شود.
خلاصه داستان: مظنونین همیشگی : داستان فیلم درباره یک باند خلافکار متشکل از پنج نفر است که توسط فردی به نام کایزر شوزه اجیر شده اند تا اقدامات دستور داده شده را به انجام برسانند. آنها در یکی از ماموریت هایشان در یک کشتی در نزدیکی لنگرگاه سن پدرو، بر اثر انفجار مواد منفجره درون آن کشته می شود؛ البته یکی از آنها به نام وربال زنده می ماند. در ادامه پلیس برای حل پرونده شروع به بازجویی از وریال می کند که …
خلاصه داستان: «ماریون کرین» (لى) به امید تسهیل کار ازدواجش با «سام لومیس» (گاوین)، پولهاى کارفرمایش را میدزد و از شهر محل سکونتش خارج میشود و بین راه در «هتل بیتس» به دست جوانى به نام «نورمن» (پرکینز) که هتل را اداره میکند، به قتل میرسد…
خلاصه داستان: شرلوک هولمز که حالا با پروندهای خطرناک دست و پنجه نرم میکند، دختری بهنام آملیا نیز پس از قتل مادرش که به دنبال پدرش میگردد، به شرلوک ملحق میشود تا برخلاف اختلافاتشان، پرونده را حل کنند...
خلاصه داستان: دو کاراگاه، یکی تازه کار و دیگری کارکشته به دنبال دستگیری یک قاتل زنجیرهای هستند که با الهام از هفت گناه کبیره(شکم پرستی، تنبلی، خشم، طمع، حسادت، تکبر و شهوت) قربانی های خود را انتخاب میکند...
خلاصه داستان: بکی که هنوز با مادرش زندگی میکند و به یک شغل نیمه وقت و موقت دارد، خود را با زندگیهای بینقص در اینستاگرام مقایسه میکند و مجبور می شود به یک اکانت بازگردد: کلویی (گیلبرت). بکی با وسواس، زندگی به ظاهر بی عیب و نقص او را تماشا می کند تا اینکه …
خلاصه داستان: وقتی یک عروسی مجلل قبل از شروع به فاجعه ختم می شود - با جسدی که در بندر نانتاکت فقط چند ساعت قبل از مراسم کشف شد - همه در جشن عروسی ناگهان مظنون می شوند.