خلاصه داستان: یک هنرمند جوان در جنگلی وسیع و بی آلایش در غرب ایرلند گیر می کند، جایی که پس از یافتن سرپناه، در کنار سه غریبه گیر می افتد که هر شب توسط موجودات مرموز تحت تعقیب قرار می گیرند.
خلاصه داستان: در دهه 1980 هالیوود، ماکسین مینکس، ستاره فیلم بزرگسالان و بازیگر مشتاق، سرانجام به شکست بزرگ خود دست یافت. اما در حالی که یک قاتل مرموز ستاره های هالیوود را تعقیب می کند، رد خونی تهدید می کند که گذشته شوم او را فاش کند.
خلاصه داستان: آنا پس از مدتی در یک بیمارستان روانی به خانه بازمی گردد، اما بهبودی او به خاطر دوست دختر جدید پدرش و دیدهای وحشتناک مادر مرده اش به خطر می افتد.