خلاصه داستان: همزمان با فرودو و سم که با کمک گالوم دغلباز در آستانه نزدیکی به موردور هستند، یاران پراکنده در برابر حامی جدید سارون، "سارومان"، و ایل های وحشی اش از آیزنگارد ایستادگی می کنند.
خلاصه داستان: جان به همراه خانوادهاش به یک شهر کوچک و روستایی نقل مکان میکند. او در آنجا با همسایهای مرموز به نام تامی آشنا میشود که به نظر میرسد اسرار تاریکی را پنهان کرده است. با گذشت زمان، شیفتگی و کنجکاوی جان نسبت به تامی افزایش مییابد، در حالی که همسرش، فیونا، به او مشکوک میشود. این شک و تردید فیونا، زنجیرهای از اتفاقات خطرناک را به راه میاندازد که به تدریج حقیقتهای پنهان و خشمهای سرکوبشده همه شخصیتها را آشکار میکند...
خلاصه داستان: یک بازیکن حرفه ای بیس بال (دنزل واشینگتن) و البته سیاه پوست که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شرایط سخت زندگی بر آید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند، سر ناسازگاری پدر و پسر بر سر این مسئله شدت گرفته است...
خلاصه داستان: پس از آنکه پسرش بهطرز غمانگیزی کشته میشود، پدری داغدیده با سابقهای از خشونت، کودک مسئول این حادثه را میرباید؛ اقدامی که جستوجویی دیوانهوار را به راه میاندازد، جستوجویی که توسط یک سیاستمدار قدرتمند، پدر کودک ربودهشده، هدایت میشود...
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره قاتلی خونسرد و حرفه ای به نام دکستر میباشد که هم در اداره پلیس مشغول به کار است و هم در زمان مقتضی به قتل های زنجیره ای خود میپردازد. دکستر دارای ظاهری بسیار آرام و دوست داشتنی است، به گونه ای که همه همکارانش او را بسیار دوست میدارند ولی این ظاهر دوست داشتنی پوششی برای پنهان کردن آن چیزی است که سال ها در نهاد او وجود داشته و آن چیزی نیست جز اشتیاق به کشتن، ولی نه کشتن هر کس، بلکه کشتن کسانی که سزاوار مردن هستند…
خلاصه داستان: وقتی صاحب یک رستوران مشهور در نیویورک به برادر پردردسرش اجازه میدهد دوباره وارد زندگیاش شود، دری را به سوی خطرات فزایندهای میگشاید که تهدید میکند تمام دستاوردهایش را نابود کند.