خلاصه داستان: ۹۷ سال پیش، یک فاجعه ی هسته ای، سیاره ی زمین و تمدن رو نابود کرد. تنها بازماندگان، ۴۰۰ نفر از ۱۲ ایستگاه فضایی بین المللی بودند که در آن زمان، در مدار زمین قرار داشتند. سه نسل در فضا متولد شدند و حالا تعداد بازماندگان ۴۰۰۰ نفر شده است، منابع غذایی شان در “کشتیِ” رو به مرگ آنها در حال تمام شدن است [ کشتی به این ۱۲ ایستگاهی گفته میشود که حالا به یکدیگر متصل شده و هدفشان زنده نگه داشتن بازماندگاه است ]. رهبران این کشتی قوانین ظالمانه ای را وضع کرده اند مانند مجازات های سنگین و کنترل کردن جمعیت با زور و خشونت...
خلاصه داستان: داستان دختر پانزده ساله یتیمی بهنام ژان که در صحنه فیلمبرداری فیلمی درباره ملکه برفی حضور دارد و مات و مبهوت بازی بازیگری میشود که شباهت بسیاری به شخصیت اصلی فیلم دارد.
خلاصه داستان: داستان دربارهی «تئا»، مأمور تازهوارد سازمان اطلاعات است که مأموریت دارد به صورت مخفی، وارد دنیای خشن و زیرزمینی جنایتکاری شود که مدتی طولانی از دست مأموران فرار کرده است. او با هویت جدیدی زندگی میکند و باید با «اَشلی»، دوستدختر رئیس شبکهی تبهکاران، رابطهای نزدیک برقرار کند تا به اطلاعات حیاتی دست یابد. اما هرچه تئا به اَشلی نزدیکتر میشود و واقعیت تلخ زندگی او در تار و پود قدرت و جنایت «میران» را میبیند، شک و تردید در دلش شکل میگیرد که آیا هنوز در طرف درست ماجرا ایستاده است؟
خلاصه داستان: روایتی شاعرانه و تأملبرانگیز از مردی که با قلم خود زبان روسی را متحول کرد و آثاری جاودانه در زمینهی عشق، آزادی و سرنوشت انسان بر جای گذاشت.
خلاصه داستان: زنی هشتادساله در تلاش است تا با زندگی جدید خود در یک خانه سالمندان کنار بیاید، در حالی که باید با رابطه متناقضش با خودش و پرستارانش دستوپنجه نرم کند.