خلاصه داستان: داستان یک بازیکن بیسبال به بنبست رسیده بهنام هنک تامسون که در دنیای خلافاکاران نیویورک دهه 90 گرفتار میشود و باید برای بقای خود و عزیزاناش تلاش کند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی «تئا»، مأمور تازهوارد سازمان اطلاعات است که مأموریت دارد به صورت مخفی، وارد دنیای خشن و زیرزمینی جنایتکاری شود که مدتی طولانی از دست مأموران فرار کرده است. او با هویت جدیدی زندگی میکند و باید با «اَشلی»، دوستدختر رئیس شبکهی تبهکاران، رابطهای نزدیک برقرار کند تا به اطلاعات حیاتی دست یابد. اما هرچه تئا به اَشلی نزدیکتر میشود و واقعیت تلخ زندگی او در تار و پود قدرت و جنایت «میران» را میبیند، شک و تردید در دلش شکل میگیرد که آیا هنوز در طرف درست ماجرا ایستاده است؟
خلاصه داستان: سه غریبهی شیفتهی جنایتهای واقعی که ناگهان خودشان را درگیر یک پرونده اسرارآمیز میبینند. در پی یک خودکشی رخ داده در یک ساختمان، سه نفر از اعضای ساختمان با تصور به اینکه قتلی صورت گرفته است با ایجاد یک پادکست رادیویی و پیدا کردن سرنخ ها در تلاش برای پیدا کردن قاتل در می آیند و تمامی اعضای ساختمان به نوعی مضنون این سه نفر قرار میگیرند...
خلاصه داستان: سریال شرلوک یک مجموعهٔ تلویزیونی بریتانیایی است که اقتباسی بهروز شده از داستانهای کارآگاهی شرلوک هولمز اثر آرتور کانن دویل است. داستان سریال در لندن کنونی رخ میدهد و ماجراهای کارآگاه مشاور، شرلوک هولمز (بندیکت کامبربچ) را نشان میدهد که به همراه دوست نزدیک و همخانهاش دکتر جان واتسون (مارتین فریمن) در حل پروندههای تبهکاری به اسکاتلندیارد مشاوره میدهد. در مسیر پرونده افرادی همچون بازرس لستراد (روپرت گراوس) و مالی هوپر (لوئیز بریلی) نیز به آنها کمک میکنند.
خلاصه داستان: داستان مردی تنها که به شکل غیرمنتظرهای وارد دنیای یک خوانندهی مشهور میشود. در تلاش برای نزدیک شدن به او، مرز میان تحسین، وسواس و خطر به تدریج از بین میرود...
خلاصه داستان: سریال بانشی داستان لوکاس هود، یک دزد حرفه ای رو روایت میکنه که موفق میشه خودش رو بجای کلانتر جدید اما به قتل رسیده ی شهر بانشی در ایالت پنسیلوانیا جا بزنه و هویتش رو مخفی نگه داره. اون تغییراتی در قانون ایجاد میکنه که بتونه همچنان به کارهای خلافش ادامه بده. اما اگر هویت اصلی لوکاس هود فاش بشه چه اتفاقی میفته؟ یا اگر کارهایی که قبلا کرده، اینبار در بانشی گریبانگیرش بشه...
خلاصه داستان: هنگامی که دو مدیر مشاغل متاهل که دارای یک رابطه هستند ، توسط یک جنایتکار خشونت آمیز باج خواهی می شوند ، این دو برای نجات خانواده های خود باید میزها را روی او بچرخانند.