خلاصه داستان: تیم کوچکی از بازرسان را دنبال میکند که برای ردیابی و دستگیری خطرناکترین قاتلانی که تا به حال دیده شدهاند، جمعآوری شدهاند، که همگی به تازگی از یک زندان فوق سری فرار کردهاند که قرار نیست وجود داشته باشد.
خلاصه داستان: وقتی یک آدمکش حرفهای به نام آنجلو، به بیماری آلزایمر زودرس مبتلا میشود، دنیای او از هم میپاشد و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: پلیسهای میامی پولی نقدی به ارزش میلیونها دلار پیدا کردند و این کشف بزرگ، با مشکوک شدن افراد خارج از سازمان به آنها، باعث بیاعتمادی و تردید در مورد قابل اعتماد بودن افراد شد...
خلاصه داستان: داستان مادری مجرد بهنام مورگان که در اداره پلیس بهعنوان نظافتچی شاغل است و به لطف هوش بسیار بالایی که دارد، میتواند هنگام مرتب کردن مدارک، به پلیس در پروندهها کمک کند...
خلاصه داستان: در گرمای خفهکنندهٔ آتلانتا، آنا زندگی منزوی و رازآلودی را میگذراند و کمکم از دوستان و حرفهاش بهعنوان گویندهٔ خبر فاصله میگیرد. اما وقتی بهطور اتفاقی از قتلی در دالونگا—شهر آرامی که در آن بزرگ شده—باخبر میشود، دوباره جان میگیرد و با تمام وجود به دنبال کشف حقیقت میرود. در این میان، کارآگاه جک هارپر بهطرزی مشکوک نسبت به دخالت آنا بدبین است و با پیگیریهایش، او را به قلب تحقیقات خودش میکشاند...
خلاصه داستان: خانواده مک لوسکی دلالان قدرتی هستند که با موضوعات نژادپرستی سیستماتیک، فساد و نابرابری در کینگستون، میشیگان، جایی که تجارت زندان تنها صنعت پر رونق است، مقابله می کنند.
خلاصه داستان: جان و جین اسمیت از دور به نظر می رسد که زندگی آرام و حتی یکنواختی هم چون زن و شوهرهای عادی دارند. اما شغل اصلی هر دو آدم کشی در دو گروه رقیب است، آنها از شغل یکدیگر اطلاع ندارند تا این که یک روز برای کشتن همدیگر اجیر می شوند. حال زمان افشای اسرار است و زن و شوهر رو در روی یکدیگر قرار میگیرند...
خلاصه داستان: یک سرقت الماس، شعبده بازان بازنشستهی را دوباره گرد هم میآورد و آنها را با اجراکنندگان جدید یعنی گرینبلت، اسمیت و سسا همراه میکند تا...