خلاصه داستان: افسر پلیسی به نام «واشبرن» (فالن)، برای دستگیری عده ای سارق مؤنث بانک از کمک های یک راننده ی تاکسی زن سیاه پوست به نام «بل» (لطیفه) بهره می گیرد...
خلاصه داستان: شخصی کودکی را در آلمان به قتل می رساند. پلیس سخت در جستجوی اوست. این قتل ها وضعیت جنایتکاران دیگر را نیز به هم ریخته است و جنایتکاران محلی میخواهند به پلیس کمک کنند تا هرچه سریعتر قاتل دستگیر شود...
خلاصه داستان: «جو کابوت» مافيايي (تيرني) و پسرش، «نايس گاي ادي» (پن)، شش نفر گنگستر را استخدام مي کنند تا به يک صرافي الماس دستبرد بزنند. براي سارق ها ـ که هيچ يک، ديگري را نمي شناسد ـ اسم مستعار انتخاب شده: «آقاي سفيد» (کايتل)، «آقاي نارنجي» (رات)، «آقاي بور» (مدسن)، «آقاي صورتي» (بوشمي)، «آقاي آبي» (بانکر) و «آقاي قهوه اي» (تارانتينو). اما سرقت با مشکل مواجه مي شود...
خلاصه داستان: داستان پسر جوانی بهنام مل که به تازگی از کانون اصلاح تربیت به زندان بزرگسالان منتقل شده و منفور ترین زندانی استرالیا یعنی مارک شپرد، و زندانی دیگری بهنام وارن که بهزودی عفو مشروط میخورد، سعی میکنند به او راه و رسم زندگی را آموزش دهند.
خلاصه داستان: راجر برای حفظ تیم خود قبول میکند تا برای یک باند خلافکار شروع به رانندگی کند؛ اما هنگامی که وارد این گروه خلافکار میشود، باید سخت مبارزه کند تا...
خلاصه داستان: «تونی مونتانا» (ال پاچینو) مهاجر کوبایی که به امریکا امده است با دوستش «منی» (استیون بائور) وارد دسته های مافیایی قاچاق مواد مخدر می شوند. او عاشق «الویرا» (میشل فایفر)، دوست دختر رئیسش می شود. او به سرعت به قدرت می رسد و رئیسش را از سر راه کنار می زند. پس از ازدواج با الویرا با وارد کردن مستقیم کوکائین از کوبا یک امپراطوری بنا می کند ...