خلاصه داستان: یک تاجر سیاه پوستِ موفق که از فروپاشی ازدواجش و بحران هویتی عمیق رنج میبرد، در مترو وارد بازی اغواگرانه و خطرناکِ موشوگربهای با زنی سفیدپوست و مرموز میشود...
خلاصه داستان: در آینده، لس آنجلس پسا آخرالزمانی که با نابودی هستهای ایجاد میشود، شهروندان باید در پناهگاههای زیرزمینی زندگی کنند تا از خود در برابر تشعشعات، جهشیافتهها و راهزنان محافظت کنند.
خلاصه داستان: اگنس و ویلیام شیکسپیر، پس از فوت پسرشان همنت توسط طاعون، حالا داغدار هستند و باید سعی کنند فرزند دیگرشان را سلامت و دور از هرگونه خطر نگه دارند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰ میلادی، دو منشی در سفارت آمریکا در مسکو، پس از کشته شدن همسرانشان، به ماموران سازمان سیا تبدیل میشوند و توطئهای مربوط به جنگ سرد را کشف میکنند که پشت این فاجعه پنهان بوده است.
خلاصه داستان: یک زن جوان مبارز از فرصتی برای شروعی تازه به عنوان خدمتکار یک زوج ثروتمند راحت می شود. به زودی، او متوجه می شود که رازهای خانواده بسیار خطرناک تر از اسرار او است.
خلاصه داستان: سریال بریجرتون از رمانهای پرفروش جولیا کویین اقتباس شده و ماجرای هشت خواهر را در خانوادهی بریجرتون روایت میکند که هریک در جستجوی عشق زندگی خود است. دفنی بریجرتون بزرگترین دختر خانوادهی بانفوذ بریجرتون است که برای اولین بار وارد بازار رقابتی ازدواج در لندن دوران ریجنسی میشود. در حالی که دفنی توجه یکی از دوکهای لندن را جلب میکند، لیدی ویسلدون شایعاتی رسواییآمیز در مورد او نشر میدهد...
خلاصه داستان: تیم کوچکی از بازرسان را دنبال میکند که برای ردیابی و دستگیری خطرناکترین قاتلانی که تا به حال دیده شدهاند، جمعآوری شدهاند، که همگی به تازگی از یک زندان فوق سری فرار کردهاند که قرار نیست وجود داشته باشد.
خلاصه داستان: وقتی یک آدمکش حرفهای به نام آنجلو، به بیماری آلزایمر زودرس مبتلا میشود، دنیای او از هم میپاشد و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: جودی هاپس، افسر پلیس خرگوشی شجاع، و دوستش، نیک وایلدِ روباه، بار دیگر برای حل پروندهای جدید با هم همکاری میکنند. این پرونده، خطرناکترین و پیچیدهترین پروندهای است که در طول دوران کاری خود با آن مواجه شدهاند...