خلاصه داستان: پلیسهای میامی پولی نقدی به ارزش میلیونها دلار پیدا کردند و این کشف بزرگ، با مشکوک شدن افراد خارج از سازمان به آنها، باعث بیاعتمادی و تردید در مورد قابل اعتماد بودن افراد شد...
خلاصه داستان: داستان مادری مجرد بهنام مورگان که در اداره پلیس بهعنوان نظافتچی شاغل است و به لطف هوش بسیار بالایی که دارد، میتواند هنگام مرتب کردن مدارک، به پلیس در پروندهها کمک کند...
خلاصه داستان: درمانگری که به سوگ همسرش نشسته با روشی غیرعادی و صرف نظر از آموخته های علمی و اصول اخلاقی خود، به مراجعانش دقیقا همان چیزی را می گوید که فکر می کند و با این شیوه تغییرات بزرگی در زندگی آن ها و زندگی خودش ایجاد می کند.
خلاصه داستان: بعد از اینکه یک شهابسنگ بزرگ زمین را ویران میکند، خانواده گاریتی در پناهگاهی زیرزمینی در گرینلند زنده میمانند. حالا تقریباً پنج سال بعد، شرایط درون پناهگاه بهقدری بحرانی میشود که آنها مجبور میشوند آنجا را ترک کنند و در دنیایی یخزده و ویران، سفری خطرناک را آغاز کنند تا مکانی امنتر برای زندگی پیدا کنند.
خلاصه داستان: داستان حول گروهی از دوستان میچرخد که در میانهی بحران میانسالی هستند و تصمیم میگیرند نسخهای جدید از یک فیلم ترسناک محبوب دوران نوجوانیشان بسازند. آنها برای فیلمبرداری پروژهشان به جنگل آمازون میروند، اما با رویدادهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند؛ از جمله اینکه با یک آناکُندای واقعی مواجه میشوند که شکارشان میکند.
خلاصه داستان: جانی و جیمز، دو برادر ناتنی، پس از مرگ مرموز پدرشان دوباره با هم متحد میشوند. در حین جستجو برای یافتن حقیقت، رازهای پنهان توطئهای را آشکار میکنند که تهدیدی برای از هم پاشیدن خانوادهشان است.
خلاصه داستان: در گرمای خفهکنندهٔ آتلانتا، آنا زندگی منزوی و رازآلودی را میگذراند و کمکم از دوستان و حرفهاش بهعنوان گویندهٔ خبر فاصله میگیرد. اما وقتی بهطور اتفاقی از قتلی در دالونگا—شهر آرامی که در آن بزرگ شده—باخبر میشود، دوباره جان میگیرد و با تمام وجود به دنبال کشف حقیقت میرود. در این میان، کارآگاه جک هارپر بهطرزی مشکوک نسبت به دخالت آنا بدبین است و با پیگیریهایش، او را به قلب تحقیقات خودش میکشاند...