خلاصه داستان: این فیلم که براساس داستان پرفروش و مشهور «اختراع هوگو کابرت» ساخته شده، داستان پسرکی یتیم به نام «هوگو» را روایت می کند که در مکانی مخفی در لابلای دیوارهای ایستگاه قطار در شهر پاریس زندگی می کند. هوگر اخیراً پدر خود را از دست داده اما به تازگی نشانه هایی دریافت کرده که به نوعی به سرنوشت پدرش مرتبط می شود...
خلاصه داستان: زمانی برای مردن نیست داستان جیمز باندی را دنبال میکند در حال خدمت نیست و او در حال لذت بردن از زندگی شخصی خود در جامائیکا است که در ادامه فلیکس لیتر، دوست قدیمی او، از جیمز باند درخواست کمک میکند. او به باند ماموریتی میدهد که باید یک دانشمند دزدیده شده را نجات دهد که یک گروه تبهکار بهرهبری شخصی بهنام سافین بهدنبال ساخت یک سلاح بسیار خطرناک با فناوری بسیار پیشرفته هستند.
خلاصه داستان: دو دختر زیبای انگلیسی به درخواست پدر خود نزد پادشاه انگلستان میروند تا دل پادشاه یعنی هنری هشتم را بدست بیاورند و با این فریب پدر انها قدرت را بدست بگیرد اما روابط این دو خواهر که هر دو میخواهند دل پادشاه را بدست بیاورند تیره و تار میشود و کاملا قصد پدر خود را فراموش کرده و واقعا عاشق او شده اند…
خلاصه داستان: یک کارگردان صحنه و همسر بازیگر او با طلاق وحشتناک مبارزه می کنند که آنها را به سمت افراط های شخصی و خلاقانه خود سوق می دهد. نگاهی ناخوشایند و دلسوزانه نوح باومباخ به یک ازدواج در حال شکستن و یک خانواده در حال ماندن ...
خلاصه داستان: کنتس باکینگهام پسرش را برای اغوا کردن پادشاه جیمز اول و تبدیل شدن به معشوق قدرتمند او از طریق دسیسه، قالب می کند. ثروتمندتر، صاحب عنوان و تأثیرگذارتر از آنچه انگلستان تا به حال دیده است.
خلاصه داستان: داستان یک متخصص حوزه رباتیک که پس از آنکه پسر یازده سالهاش را از دست میدهد، وقتاش را صرف ساختن یک عروسک رباتیک بهنام رابین میکند. در ادامه مشخص میشود که رابین حاضر است دست به هر کاری بزند تا خالقاش را با کسی سهیم نشود.
خلاصه داستان: روزی و الکس از 5 سالگی بهترین دوستان بوده اند ، بنابراین آنها نمی توانند برای یکدیگر مناسب باشند-یا می توانند؟ وقتی نوبت به عشق ، زندگی و انتخاب صحیح می رسد ، این دو بدترین دشمنان خودشان هستند.
خلاصه داستان: داستان سریال که با رسیدن خبر غرق شدن کشتی تایتانیک شروع میشه، در مورد خانواده سلطنتی کروالی در زمان پادشاهی جرج پنجم هستش. توی لیست مسافران تایتانیک افرادی بودند که مرگشون باعث میشه تنش هایی در مورد مسئله ارثیه در بین خانواده به وجود بیاد...
خلاصه داستان: یک زوج تماس تلفنی نگران کنندهای را نیمه شب از دختر نوجوانشان دریافت میکنند، دختری که بهطور تصادفی با عابری پیاده برخورد کرده است. آنها با عجله سوار ماشین میشوند تا پیش از آنکه افراد دیگری به محل حادثه برسند، خود را به دخترشان برسانند...