خلاصه داستان: پسری روی سکوی ایستگاه ایستاده است در حالیکه قطار در حال حرکت است. آیا باید با مادرش برود یا نزد پدرش بماند؟ امکانات نامحدودی از این تصمیم ناشی می شود. تا زمانی که او انتخاب نکند ، همه چیز ممکن است.
خلاصه داستان: داستان یک دانشجوی جرم شناسی به نام کلوئی که برای به دست آوردن مدرکی که برادرش را به یک جرم مرتبط میکند وارد سردخانه میشود و مرگ خود را جعل میکند.
خلاصه داستان: «پروفسور آلیور لیندن بروك» ( میسن ) زمینشناسى اهل ادینبرو است كه همراه با شاگردش، «الك مك یوئین» ( بون ) به ایسلند سفر مىكنند تا از راه دهانه ى یك كوه آتشفشان به مركز زمین بروند. آن جا، با «كارلا» ( دال ) ملاقات مىكنند كه شوهرش قبلا در چنین سفرى كشته شده است...
خلاصه داستان: غلاف تمام فلزی ماجرایی تلخ و گزنده را در خلال جنگ ویتنام و در یک پایگاه آموزش تفنگداران نیروی دریایی ارتش آمریکا و بعد از آن در میدانهای جنگ در ویتنام روایت میکند. فیلم انتقادی به تزریق روحیه وحشیگری و جنگطلبی به سربازان بیچاره آمریکایی و تبدیل کردن آنها به حیوانات دست آموز است.
خلاصه داستان: داستان درباره ی رانندهای به نام سانی هیز (با بازی برد پیت) است که پس از بازنشستگی، به مسابقات فرمول یک بازمیگردد تا بهعنوان مربی و همتیمی با رانندهای جوان به نام جاشوا پیرس (با بازی دامسون ایدریس) در تیم APXGP همکاری کند.
خلاصه داستان: یک زن جوان آمریکایی با شوهرش به بخارست نقل مکان می کند و شروع به شک می کند که غریبه ای که او را از آپارتمان آن طرف خیابان تماشا می کند ممکن است یک قاتل زنجیره ای محلی باشد که سر زنان را می برید.
خلاصه داستان: داستان سریال بر روی گروهی از افراد متمرکز است که تاریخ تولدشان یکی می باشد و به صورت تصادفی زندگیشان در راه های مختلف به هم گره می خورد. جک و ربکا زوج جوانی هستند که در پترزبورگ منتظر به دنیا آمدن سهقلویشان می باشند. کوین بازیگر موفق و خوشتیپ تلویزیون می باشد که از زندگی مجردی خسته شده است. رندال نیز تاجری است که در کودکی پدرش او را در یک ایستگاه آتش نشانی رها کرده بود و اکنون دارای یک همسر و دو دختر است…