خلاصه داستان: کریس پس از آزادی از زندان، ماموریت خطرناکی را آغاز میکند. او دختر یک گانگستر کلمبیایی را ربوده تا به وعدهای که به مادر آن دختر داده بود، عمل کند. اما وقتی پدر دختر...
خلاصه داستان: داستان مردی بهنام برایان که از شغل خود اخراج میشود و تصمیم میگیرد خانهدار شود تا از فرزندانشان نگهداری کند. او یک قرارِ بازی برای کودکانشان از طرف یک پدر خانهدار دیگر قبول میکند، غافل از آنکه...
خلاصه داستان: داستان سربازان افغان که طی تسخیر این کشور توسط طالبان، از سفارت فرانسه محافظت میکردند و وظیفه داشتند پانصد نفر را میان هرجومرج به فرودگاه انتقال دهند، اما...
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۶، فاکس از یک گروه خشن و کنترلگر فرار میکند تا خانوادهاش را پیدا کند، اما وقتی سردستهٔ آن گروه خواهرش را میدزدد، او ناچار میشود برای نجاتش دوباره به همانجا برگردد.
خلاصه داستان: پس از آنکه یک شراره خورشیدی عظیمی نیمکره شرقی زمین را از بین برد، یک گنجیاب تصمیم میگیرد به اروپا برود تا مونا لیزا را برای خود کند، اما...
خلاصه داستان: داستان زنی بهنام بَرب که برای پخش خاکسترهای همسر مرحوماش به یک دریاچه یخزده در شمال مینهسوتا میرود. در طی یک طوفان برفی، او به کابینی متروک برخورد میکند و وقتی درمییابد که یک دختر نوجوان در اسارت زوجی مسلح قرار دارد، مجبور میشود وارد یک مبارزه حماسی برای نجات دختر شود.
خلاصه داستان: ایتن هانت و تیمش با تهدیدی مرگبار مواجه میشوند که نه تنها آینده مأموریتهایشان بلکه زندگی شخصیشان را در خطر میاندازد. وقتی دشمنی قدیمی دوباره ظهور میکند، هانت باید تصمیمی سرنوشتساز بگیرد. آیا او میتواند به تنهایی از پس این آخرین مأموریت برآید؟