خلاصه داستان: وقتی مردیت انسان مصنوعی به عنوان همراه ویلیام بیوه سوگوار منصوب می شود، او طوری طراحی شده است که مانند همسر مرحومش رفتار کند. اما در مبارزه برای پایان دادن به بهره برداری هوش مصنوعی، یک سازمان تلاش می کند تا برنامه های او را خراب کند.
خلاصه داستان: فردی به نام اوه دا سو بعد از ربوده شدن توسط شخصی ناشناس و کشیدن حبس به مدت 15 سال، اکنون آزاد شده است و در حالی که با یک تلفن همراه، پول نقد و لباس های گران قیمت مجهز شده، تنها پنج روز فرصت دارد کسی که او را اسیر کرده بود را پیدا کند و...
خلاصه داستان: کوئین و پدرش به تازگی به امید شروعی تازه به شهر آرام کِتِل اسپرینگز نقل مکان کردهاند و در حالی که شهر از بحران ها و خرابی های زیادی رنج می برد، دلقکی ظاهر می شود...
خلاصه داستان: زندگی دیگران؛ فیلمی درام آلمانی و اولین فیلم بلند فلوریان هنکل فون دونرسمارک و برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان سال 2006 است. گئرد وایسلر، بازجوی ارشد وزارت امنیت آلمان شرقی است. وی مأمور زیر نظر گرفتن زندگی گئورگ دریمن یک کارگردان تئاتر میشود اما…
خلاصه داستان: فیلم شاهدی برای یک تعقیب به نویسندگی و کارگردانی بیلی وایلدر کارگردان مشهور دوره کلاسیک توانست در 6 رشته از اصلی ترین رشته های اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری نامزد شود این فیلم جنایی با بازی مارلن دیتریش داستان سر ویلفرید روبارتس، وكیل سرشناس است که از یك سكته ى قلبى جان سالم به در برده است و دوران نقاهت را میگذراند . پزشكان او را از ادامه ى كار در محاكم جنایى منع كرده اند ، با این همه ،روبارتس دفاع از مردى به نام لنرد وول را متهم به قتل بیوه زنى شده قبول مىكند...
خلاصه داستان: زمان جنگهای ویتنام است. به کاپیتان «ویلارد» دستور داده می شود که به جنگلی در کامبودیا رفته و سرهنگ کورتز خائن را که درون جنگل برای خودش ارتشی تشکیل داده را پیدا کرده و بکشد. زمانیکه او در جنگل فرود می آید کم کم توسط نیروهای مرموزی در جنگل گرفتار شده تا حدی که دچار جنون می شود. همراهان وی هم یکی یکی به قتل می رسند. همینطور که ویلارد به مسیرش ادامه می دهد بیشتر و بیشتر شبیه کسی می شود که برای کشتنش فرستاده شده است…
خلاصه داستان: پنجره عقبی یا پنجره پشتی یا پنجره رو به حیاط، فیلمی در ژانر معمایی و دلهرهآور به کارگردانی آلفرد هیچکاک است. بسیاری از منتقدان این فیلم را از بهترین فیلمهای هیچکاک و بهترین فیلمهای دلهرهآور تاریخ سینما میدانند. یک عکاس خبری با پای شکسته مجبور است روی یک صندلی چرخدار باقی بماند از روی بیکاری به تماشای حرکات همسایههای آن طرف حیاط آپرتمانی که در گیتیچویلج دارد مشغول میشود…
خلاصه داستان: ”در اواخر قرن نوزدهم در لندن، رابرت انجیر، همسرش جولیا و آلفرد بوردن بعنوان دستیاران یک شعبده باز باهم کار می کنند. جولیا بر اثر یک تصادف در حین اجرا جان میدهد و رابرت، آلفرد را بخاطر مرگ همسرش سرزنش می کند و رابطه دوستانه بین آنها جایش را به دشمنی میدهد. بعد از مدتی هردو شعبده باز هایی مشهور، و رقبایی سرسخت برای یکدیگر می شوند و در اجرای یکدیگر خرابکاری می کنند. وقتی آلفرد یک حقه ناب را روی صحنه اجرا می کند، رابرت غرق در تلاش برای فاش کردن راز رقیبش می شود و این کار او عواقب غم انگیزی را به دنبال دارد.