خلاصه داستان: ادی براک با مصاحبه با قاتل سریالی، کلتوس کسادی، که میزبان کارنیج می شود و پس از یک اعدام ناموفق از زندان می گریزد، تلاش می کند تا حرفه خود را دوباره احیا کند.
خلاصه داستان: هنگامی که یک یادگار گرانبها به سرقت میرود، ملکه مارگارت و پرنسس استیسی از تیمهای فیونا، پسر عموی مارگارت با مردی از گذشتهاش کمک میگیرند تا آن را بازیابی کنند، با عاشقانهای که منجر به تغییری بسیار غیرمنتظره میشود.