خلاصه داستان: داستان ایزابل و نیکولاس که نیمه گم شده یکدیگرند اما هرچه سرنوشت آنها را بههم نزدیک میکند، خانواده، اعتقادات و... آنها را از هم جدا میکنند.
خلاصه داستان: « کنجى واتانابه » ( شیمورا ) ، کارمند قدیمى بخش بایگانى شهردارى ، در می یابد که به سرطان معده مبتلا شده و بیش از شش ماه دیگر زنده نمیماند . او ابتدا میخواهد تا از آخرین روزهاى زندگی اش لذت ببرد ، اما این بی فایده است و « واتانابه » میمیرد . در مراسم یادبودش ، روشن میشود که پیش از مرگ یک زمین بازى براى بچه هاى محله ساخته است .
خلاصه داستان: «جو کابوت» مافيايي (تيرني) و پسرش، «نايس گاي ادي» (پن)، شش نفر گنگستر را استخدام مي کنند تا به يک صرافي الماس دستبرد بزنند. براي سارق ها ـ که هيچ يک، ديگري را نمي شناسد ـ اسم مستعار انتخاب شده: «آقاي سفيد» (کايتل)، «آقاي نارنجي» (رات)، «آقاي بور» (مدسن)، «آقاي صورتي» (بوشمي)، «آقاي آبي» (بانکر) و «آقاي قهوه اي» (تارانتينو). اما سرقت با مشکل مواجه مي شود...
خلاصه داستان: داستان پسر جوانی بهنام مل که به تازگی از کانون اصلاح تربیت به زندان بزرگسالان منتقل شده و منفور ترین زندانی استرالیا یعنی مارک شپرد، و زندانی دیگری بهنام وارن که بهزودی عفو مشروط میخورد، سعی میکنند به او راه و رسم زندگی را آموزش دهند.
خلاصه داستان: ناگهان خطوط قرمز بالای سر مردم ظاهر میشوند. این خطوط قرمز، افرادی را که با هم رابطه داشتهاند به یکدیگر متصل میکنند. به همین دلیل، جنبههای شرمآور یا پنهان زندگی مردم آشکار میشود. مردم به این خطوط قرمز لقب «خط S» دادهاند.
خلاصه داستان: مردی پیچیده که از قهرمان گرفته تا کلاهبردار شناحته می شود،"توماس ادوارد لاورنس" راه خود را برای بدست آوردن افتخار به بیابانهای عربی به عنوان سربازی عادی تحت نامی مستعار ادامه می دهد و...
خلاصه داستان: "باد بکستر" کارمندی ساده در یک شرکت بزرگ بیمه نیویورکی است. او راهی ساده برای بالا رفتن و پیشرفت پیدا کرده است. او از آپارتمان خود برای محل قرار های خصوصی مدیران شرکت استفاده می کند. یک شب مشکل بزرگی برای او پیش می آید که باید راه حلی برای آن پیدا کند ...
خلاصه داستان: در اقیانوس آرام ، سال 1942. یک سرباز ژاپنی و یک زندانی جنگ بریتانیایی در یک جزیره متروکه ، که توسط یک موجود کشنده شکار می شود ، محاصره می شوند. دو دشمن فانی باید برای زنده ماندن از ناشناخته ها جمع شوند.