خلاصه داستان: مایک به نپال سفر میکند تا خاکستر برادر مرحومش را در کوه اورست پخش کند. در آنجا، مایک و راهنمای کوهستانیاش با مزدورهایی در یک اتوبوس توریستی روبرو میشوند و مجبور میشوند برای نجات خود...
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره قاتلی خونسرد و حرفه ای به نام دکستر میباشد که هم در اداره پلیس مشغول به کار است و هم در زمان مقتضی به قتل های زنجیره ای خود میپردازد. دکستر دارای ظاهری بسیار آرام و دوست داشتنی است، به گونه ای که همه همکارانش او را بسیار دوست میدارند ولی این ظاهر دوست داشتنی پوششی برای پنهان کردن آن چیزی است که سال ها در نهاد او وجود داشته و آن چیزی نیست جز اشتیاق به کشتن، ولی نه کشتن هر کس، بلکه کشتن کسانی که سزاوار مردن هستند…
خلاصه داستان: وقتی صاحب یک رستوران مشهور در نیویورک به برادر پردردسرش اجازه میدهد دوباره وارد زندگیاش شود، دری را به سوی خطرات فزایندهای میگشاید که تهدید میکند تمام دستاوردهایش را نابود کند.
خلاصه داستان: هنگامی که جنگ جهانی سوم در حال وقوع است ، گروهی از میلیاردرها به یک پناهگاه لوکس پناه می برند. از طریق صفحه نمایش ، آنها تماشای جهان را که می دانستند در حال سقوط بالای سرشان است ، تماشا می کنند.
خلاصه داستان: داستان بازیگر هالیوودی که پس از یک رسوایی بزرگ، به کلبهای دور افتاده پناه میبرد اما حالا باید از دست کسی زنده فرار کند، که از همه بیشتر به او اعتماد داشت.
خلاصه داستان: «سام» یک دانش آموز دبیرستانی است که پدرش به مناسبت فارغ التحصیلی برای او یک اتومبیل کامروی دست دوم خریده است. سام از این موضوع بسیار خوشحال است اما در ادامه متوجه می شود اتومبیل او در واقع یک روبات تغییر شکل دهنده به نام «بامبلی» است که به یک گونه از روباتهای فرا زمینی به اسم «اتوبوت» تعلق دارد...
خلاصه داستان: اوو ، یک بازنشسته مبهم و منزوی که روزهای خود را صرف اجرای قوانین انجمن بلوک می کند و به دیدن قبر همسرش می پردازد ، سرانجام همانطور که یک دوستی بعید با همسایگان جدید و پرتحرک خود ایجاد می شود ، از زندگی خودداری کرد.