خلاصه داستان: داک بیبی، یک راننده سابق فرار را مجبور میکند تا در دزدی شرکت کند و در صورت امتناع دوست دخترش را تهدید کند که به او آسیب خواهد رساند. اما وقتی معلوم می شود که دلالان اسلحه آنها افسران مخفی هستند، نقشه به هم می ریزد.
خلاصه داستان: سیسیلیا، زنی با ایمان مذهبی، به گرمی در حومه شهر ایتالیایی عالی که در آنجا نقش جدیدی در صومعه ای باشکوه به او پیشنهاد می شود، استقبال می شود. اما برای سیسیلیا مشخص می شود که خانه جدیدش پناهگاهی تاریک و وحشتناک است...
خلاصه داستان: تاشی، یک اعجوبه سابق تنیس که تبدیل به مربی شد، شوهرش را به یک قهرمان تبدیل کرد. اما برای غلبه بر یک شکست، او باید با بهترین دوست سابق خود و دوست پسر سابق تاشی روبرو شود.
خلاصه داستان: سولن، یک مادر مجرد 40 ساله، عاشقانه غیرمنتظره ای را با هیز کمپبل 24 ساله، خواننده اصلی آگوست مون، داغ ترین گروه پسر روی کره زمین، آغاز می کند.
خلاصه داستان: وقتی سه دوست صمیمی دوران کودکی شوخی می کنند که اشتباه می شود، ریکی استانیکی خیالی را اختراع می کنند تا آنها را از دردسر خلاص کنند. بیست سال بعد، آن ها هنوز از ریکی که وجود ندارد به عنوان یک حقه برای رفتار نابالغ خود استفاده می کنند...
خلاصه داستان: در تلاش برای شروع دوباره، آدام در حالی که به محله قدیمی خود بازمی گردد تا شیاطین خود را آرام کند در حالی که برادر مردی که او کشته است به دنبال انتقام است، به دنبال رستگاری می گردد.
خلاصه داستان: جیمی از جدایی اش با دوست دخترش پشیمان است، در حالی که ماریان نیاز به آرامش دارد. در جستجوی شروعی تازه، آنها یک سفر جاده ای غیرمنتظره به تالاهاسی را آغاز می کنند. وقتی آنها با گروهی از جنایتکاران نابکار روبرو می شوند، همه چیز به سرعت خراب می شود ...