خلاصه داستان: تنها کاری که ابی جانسون می خواست انجام دهد کمک به زنان بود. او به عنوان یکی از جوانترین مدیران کلینیک والدین برنامهریزی شده در کشور، به حق انتخاب یک زن اعتقاد داشت. تا روزی که او چیزی را دید که همه چیز را تغییر داد.
خلاصه داستان: در اوایل قرن هجدهم انگلستان، وضعیت موجود در دربار زمانی که خدمتکار جدیدی از راه میرسد و خود را به ملکه ضعیف آنا علاقه مند میکند، ناراحت میشود.
خلاصه داستان: در آستانه فارغ التحصیلی از دبیرستان، دو فوق ستاره دانشگاهی و بهترین دوستانشان متوجه می شوند که باید کمتر کار می کردند و بیشتر بازی می کردند. دختران که مصمم هستند نسبت به همسالان خود کوتاه نیایند، سعی می کنند چهار سال سرگرمی را در فضای مجازی بگذرانند...