خلاصه داستان: داستان فیلم در طول جنگ جهانی دوم روایت شده و در مورد یک خلبان آمریکایی زخمی به نام جین و نامزدش پنی، یک مامور سازمان امنیتی است که به یک عمارت دورافتاده در ماساچوست میروند تا خانواده بزرگ پنی را ....
خلاصه داستان: گروهی از اسکاوتهای لوکیشن، برای آمادهسازی یک فیلم کمهزینه، در جنگلهای دورافتاده و کابینی منزوی منتظر ورود تیم تولید هستند. آنها بهزودی متوجه میشوند توسط سه نفر با ماسک دلقک تعقیب میشوند...
خلاصه داستان: نابرابری، بی عدالتی و درخواستهای دنیا ما برای خیلیها استرس و افسردگی به همراه دارد. در این میان برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زنند. فیلم داستان این انسانهاست. انسانهایی که در برابر رویایی با حقیقت آسیب پذیر بوده و ناگهان دست به کارهایی غیر قابل پیشبینی می زنند...
خلاصه داستان: دانشجویی که کابوسهای وحشتناک و تکراری میدید، به خانه برگشت تا تنها کسی را پیدا کند که میتواند این چرخه را بشکند و خانوادهاش را از سرنوشت هولناکی که در انتظارشان است نجات دهد.
خلاصه داستان: داستان ایزابل و نیکولاس که نیمه گم شده یکدیگرند اما هرچه سرنوشت آنها را بههم نزدیک میکند، خانواده، اعتقادات و... آنها را از هم جدا میکنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، یک زرگر به زادگاهش بازمیگردد و این بازگشت خاطرات عشق تابستانیاش با یک خیاط را که ۲۵ سال پیش رخ داده، زنده میکند. با وجود اختلاف سنی میان آنها، او تصمیم میگیرد...
خلاصه داستان: «جو کابوت» مافيايي (تيرني) و پسرش، «نايس گاي ادي» (پن)، شش نفر گنگستر را استخدام مي کنند تا به يک صرافي الماس دستبرد بزنند. براي سارق ها ـ که هيچ يک، ديگري را نمي شناسد ـ اسم مستعار انتخاب شده: «آقاي سفيد» (کايتل)، «آقاي نارنجي» (رات)، «آقاي بور» (مدسن)، «آقاي صورتي» (بوشمي)، «آقاي آبي» (بانکر) و «آقاي قهوه اي» (تارانتينو). اما سرقت با مشکل مواجه مي شود...