خلاصه داستان: یک وکیل ثروتمند شیفتهی زنی میشود که با وجود ثروتش او را رد میکند. پس از ازدواج، زن از او دوری میکند و همین امر باعث میشود که او در این حماسهی خانوادگیِ اوایل قرن بیستم، برای کنترل او به هر کاری دست بزند.
خلاصه داستان: درام خانوادگی عجیب و غریب الکس موردو را دنبال کنید، داستانی که بر اساس ساعتها گزارش مندی ماتنی و همچنین بینشهای اختصاصی از سالها صرف شده برای این پرونده ساخته شده است.
خلاصه داستان: «مرگ با آذرخش» داستان واقعی رئیس جمهور ایالات متحده، جیمز گارفیلد، و یکی از طرفدارانش، چارلز گیتو، که او را ترور کرد، را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در جهانی که موجی مرموز از «خوشیِ اجباری» بر آن غلبه کرده، همه مردم بدون اراده خود در سرخوشی مطلق شدهاند. تنها فردی که در برابر این پدیده مصون مانده «کارول استورکا» است. اکنون او باید حقیقت این موج مرموز را کشف کند و بشریت را از شادی مرگباری که گرفتار آن شده، نجات دهد.
خلاصه داستان: راب، یک یاغی ساکسون، و ماریان، یک زن اشرافزاده نورمن، پس از فتح نورمنها برای مبارزه با بیعدالتی متحد میشوند. راب رهبری یک گروه شورشی را بر عهده دارد در حالی که ماریان به دربار فاسد نفوذ میکند و هر دو برای عدالت و صلح تلاش میکنند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی «تئا»، مأمور تازهوارد سازمان اطلاعات است که مأموریت دارد به صورت مخفی، وارد دنیای خشن و زیرزمینی جنایتکاری شود که مدتی طولانی از دست مأموران فرار کرده است. او با هویت جدیدی زندگی میکند و باید با «اَشلی»، دوستدختر رئیس شبکهی تبهکاران، رابطهای نزدیک برقرار کند تا به اطلاعات حیاتی دست یابد. اما هرچه تئا به اَشلی نزدیکتر میشود و واقعیت تلخ زندگی او در تار و پود قدرت و جنایت «میران» را میبیند، شک و تردید در دلش شکل میگیرد که آیا هنوز در طرف درست ماجرا ایستاده است؟
خلاصه داستان: ۹۷ سال پیش، یک فاجعه ی هسته ای، سیاره ی زمین و تمدن رو نابود کرد. تنها بازماندگان، ۴۰۰ نفر از ۱۲ ایستگاه فضایی بین المللی بودند که در آن زمان، در مدار زمین قرار داشتند. سه نسل در فضا متولد شدند و حالا تعداد بازماندگان ۴۰۰۰ نفر شده است، منابع غذایی شان در “کشتیِ” رو به مرگ آنها در حال تمام شدن است [ کشتی به این ۱۲ ایستگاهی گفته میشود که حالا به یکدیگر متصل شده و هدفشان زنده نگه داشتن بازماندگاه است ]. رهبران این کشتی قوانین ظالمانه ای را وضع کرده اند مانند مجازات های سنگین و کنترل کردن جمعیت با زور و خشونت...
خلاصه داستان: یک صاحب کتابفروشی در تولسا، به عنوان یک روزنامهنگار تحقیقی، به بررسی فساد محلی میپردازد. وقتی گزارشهای او ارتباطات شومی را آشکار میکند، او باید هم از خانوادهاش و هم از حقیقت محافظت کند.