خلاصه داستان: داستان مردی تنها که به شکل غیرمنتظرهای وارد دنیای یک خوانندهی مشهور میشود. در تلاش برای نزدیک شدن به او، مرز میان تحسین، وسواس و خطر به تدریج از بین میرود...
خلاصه داستان: مادر خانهدار مرفه در حومه شهر، پرستار بچهای به نام پالی مورفی را استخدام میکند، اما خیلی زود متوجه میشود که او کسی نیست که ادعا میکند.
خلاصه داستان: داستان زنی بهنام بَرب که برای پخش خاکسترهای همسر مرحوماش به یک دریاچه یخزده در شمال مینهسوتا میرود. در طی یک طوفان برفی، او به کابینی متروک برخورد میکند و وقتی درمییابد که یک دختر نوجوان در اسارت زوجی مسلح قرار دارد، مجبور میشود وارد یک مبارزه حماسی برای نجات دختر شود.
خلاصه داستان: داستان زندگی به ظاهر بینقص آیوی و تئو که شامل فرزندان خوب، شغل مناسب و یک زندگی مشترک عالی است. اما تمام اینها با مجموعهای از نفرت و رقابتِ روی هم انباشتهشده، خیلی سریع زیر و رو میشود.
خلاصه داستان: داستان گروهی از پسران نوجوان که در مسابقه سالانه راهپیمایی شرکت میکنند و باید مسافتی را با سرعتی ثابت طی کنند، در غیر این صورت کشته میشوند.
خلاصه داستان: پس از جدایی وحشیانه، مرد جوانی عهد می کند که در چهل روز عید مجرد بماند، اما دختر رویاهای خود را پیدا می کند و نمی تواند کاری برای آن انجام دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم ادامه داستان فیلم پیش از طلوع میباشد. که در پایان داستان پیش، "جسی" و "سلین" قرار شد که پس از شش ماه با در همان مکان یکدیگر ملاقات کنند. پس از شش ماه جسی به وین میرود اما "سلین" در آنجا نیست. پس از این اتفاق شروع به نوشتن کتاب خاطرات خود در تنها روزی که با سلین در خیابانهای وین قدم میزد. پس از نوشتن این کتاب...
خلاصه داستان: دو یتیم با خانوادهای از حیوانات جادویی متحد میشوند تا شهر خود را از دست آقا و خانم توییت، بدخلقترین، بدبوترین و شرورترین آدمهای جهان، نجات دهند.