خلاصه داستان: دالتون، مبارز سابق یو اف سی، به عنوان یک جفتباز در یکی از جادههای فلوریدا کیز مشغول به کار میشود، اما متوجه میشود که این بهشت تمام چیزی نیست که به نظر میرسد.
خلاصه داستان: دختری را دنبال می کند که برای احقاق حق برادر کشته شده اش توسط افسران پلیس فاسد مبارزه می کند. او از یک شریک سابق و شریک سابقش کمک می گیرد، آنها با یک گروهبان پلیس بسیار مورد توجه و محافظت شده روبرو می شوند که نمی خواهد باشد.
خلاصه داستان: در تلاش برای شروع دوباره، آدام در حالی که به محله قدیمی خود بازمی گردد تا شیاطین خود را آرام کند در حالی که برادر مردی که او کشته است به دنبال انتقام است، به دنبال رستگاری می گردد.
خلاصه داستان: کاساندرا وب یک امدادگر کلان شهر نیویورک است که شروع به نشان دادن نشانه هایی از روشن بینی می کند. او که مجبور است افشاگریهای مربوط به گذشتهاش را به چالش بکشد، باید از سه زن جوان در برابر دشمنی مرگبار که میخواهد آنها را به خطر بیندازد، محافظت کند...
خلاصه داستان: وقتی سه دوست صمیمی دوران کودکی شوخی می کنند که اشتباه می شود، ریکی استانیکی خیالی را اختراع می کنند تا آنها را از دردسر خلاص کنند. بیست سال بعد، آن ها هنوز از ریکی که وجود ندارد به عنوان یک حقه برای رفتار نابالغ خود استفاده می کنند...
خلاصه داستان: فران که دوست دارد به مردن فکر کند، پسر جدید را در محل کار می خنداند، که منجر به قرار ملاقات و موارد دیگر می شود. اکنون تنها چیزی که سر راه آنها قرار دارد خود فران است.
خلاصه داستان: جیمی از جدایی اش با دوست دخترش پشیمان است، در حالی که ماریان نیاز به آرامش دارد. در جستجوی شروعی تازه، آنها یک سفر جاده ای غیرمنتظره به تالاهاسی را آغاز می کنند. وقتی آنها با گروهی از جنایتکاران نابکار روبرو می شوند، همه چیز به سرعت خراب می شود ...
خلاصه داستان: یک دختر وظیفه شناس موافقت می کند که با یک شاهزاده خوش تیپ ازدواج کند، اما متوجه می شود که خانواده سلطنتی او را به عنوان قربانی برای بازپرداخت یک بدهی قدیمی به خدمت گرفته اند.