خلاصه داستان: یک مرد جوان فقیر و در عین حال پرشور (رایان گاسلینگ) عاشق یک زن جوان ثروتمند (ریچل مک آدامز) می شود که به او احساس آزادی می دهد، اما آنها به دلیل تفاوت های اجتماعی خیلی زود از هم جدا می شوند.
خلاصه داستان: یک وکیل ثروتمند شیفتهی زنی میشود که با وجود ثروتش او را رد میکند. پس از ازدواج، زن از او دوری میکند و همین امر باعث میشود که او در این حماسهی خانوادگیِ اوایل قرن بیستم، برای کنترل او به هر کاری دست بزند.
خلاصه داستان: داستان لورنز هارت، ترانهسرای آمریکایی که با اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند و باید سلامت روان خود را در افتتاحیه تئاتر اکلاهما! حفظ کند.
خلاصه داستان: این داستان دکتر ایمی لارسن را روایت می کند که در طی یک تصادف رانندگی حافظه خود را از دست می دهد. او باید به کار برگردد و به نوعی زندگی خود را از قطعاتی که باقی مانده است بازسازی کند.
خلاصه داستان: یک خانواده تشنه قدرت از خون آشامان در صددیافتن فرصت ورود به شهری هستند که خود آن را بنا ساخته اند. و قصد دارند بر مردمی که سالها آنها را آزار داده اند ,تسلط بیابند.
خلاصه داستان: یک نانوا در شیکاگو که در یک مسابقه شیرینی پزی کریسمس در بلگراویا شرکت می کند، با نامزد شاهزاده - که دقیقاً شبیه او است- برخورد می کند. آنها دو روز زندگی خود را تغییر می دهند.