خلاصه داستان: «اندی اندرسون» در تلاش است تا مرزهای خلاقیتش را به منظور نگارش مطالب جدید گسترش دهد و برای رسیدن به اهدافش قصد دارد تا با برقراری ارتباط با یک مرد مناسب و ترک کردن وی در یک بازه زمانی مشخص، اثر تازهای را بنویسد اما...
خلاصه داستان: ده سالی می شود که «تام» (دمپسی) و «هانا» (ماناگن) دوستی افلاطونی دارند. تا این که «هانا» نامزد می کند و از «تام» می خواهد تا نقش «همراه اصلی» را در عروسی او به عهده بگیرد. حالا «تام» به خود می آید و این نقش را می پذیرد تا بتواند در فرصت باقیمانده عروسی را برهم بزند و «هانا» را برای خودش داشته باشد...
خلاصه داستان: هاچ منسل، قاتلی معتاد به کار، خانوادهاش را به تعطیلاتی که به شدت به آن نیاز دارند، در شهر کوچک توریستی پلامرویل میبرد. اما خیلی زود خود را در تیررس یک مدیر فاسد پارک تفریحی، یک کلانتر مشکوک و یک جنایتکار تشنه خون میبیند.
خلاصه داستان: وقتی علاقه یک مرد جوان به یک رابطه سه نفره غیرمنتظره ختم میشود، فکر میکند رویای نهاییاش به حقیقت پیوسته است. اما با پایان یافتن این رویا، هر سه نفر با عواقب ناخوشایندی روبرو میشوند و مجبور میشوند مسئولیت اعمال خود را بپذیرند.
خلاصه داستان: درموت مولرونی و ریچل گریفی به طور غیرمنتظره ای در یک عروسی در استرالیا دوباره یکدیگر را ملاقات می کنند. بنابراین آنها کاری را انجام می دهند که...
خلاصه داستان: «افلاطونی» داستان ویل و سیلویا که بهترین دوستان دوران کودکی یکدیگر بودند را روایت میکند،آنها که به دلایل نامعلوم به مرور زمان ارتباطشان به فراموشی سپرده شد، پس از سالها سیلویا به این موضوع پی میبرد که ازدواج ویل به طلاق منجر شده، سیلویا به کمک همسرش چارلی سعی میکند که با حمایت عاطفی و کمک به ویل دوباره به زندگی اون نظم ببخشد...