خلاصه داستان: فیلم داستان یک متخصص جوان زوجیابی در نیویورک به نام لوسی را دنبال میکند که میان دو مرد، یکی ثروتمند، جذاب و مرفه و دیگری خسته از مشکلات مالی اما پر از شور و هیجان سرگردان است.
خلاصه داستان: زوئی میلر، یک فرد بسیار باهوش است، علاقهای به عشق رمانتیک ندارد، وقتی زک، ستاره فوتبال مدرسه، دچار فراموشی میشود و زویی را با دوست دخترش اشتباه میگیرد، زندگیاش زیر و رو میشود.
خلاصه داستان: وقتی که مهاجمین بیگانه، ابرقهرمان های زمین را میدزدند، فرزندان آنها اگر میخواهند دنیا و خانواده خود را نجات دهند، باید با همدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: پس از اینکه Tony همسرش را از دست میدهد ، از مرد خوبی که در گذشته بود به انسانی پرخاشگر و بی توجه تبدیل میشود و زندگی اش دستخوش تغییرات بزرگی میشود...
خلاصه داستان: دو دوست در جست و جوی رفیق دوران دانشگاه شان «رانچو» هستند. طی این مدت آن ها خاطرات تلخ و شیرینی که با رانچو داشته اند را به یاد می آورند، کسی که باعث شد آن ها در مورد همه چیز متفاوت فکر کنند، و به همین دلیل تمام اطرافیان شان آن ها را احمق خطاب می کردند…
خلاصه داستان: در سال ۱۹۲۷، «دان لاکوود» و «لینا لامونت» یک زوج مشهور هنری هستند. اما لینا عشق روی صحنه را با عشق واقعی اشتباه می گیرد. دان همراه شریک قدیمی خود «کاسمو»، تلاش زیادی کرده تا به جایی که امروز در آن قرار دارد برسد. دان آهنگ های زیبایی را در جدیدترین فیلم خود و لینا می خواند. اما با وجود تلاش های بسیار لینا، باز هم صدای کس دیگری را روی او می گذارند. «کتی سلدن» به عنوان یک بازیگر بلندپرواز وارد صحنه می شود و دان حین کار با او در فیلم، عاشق او می شود...