خلاصه داستان: سوپرمن باید میراث بیگانه کریپتون خود را با تربیت انسانی خود به عنوان خبرنگار کلارک کنت آشتی دهد. او به عنوان تجسم حقیقت ، عدالت و راه انسان به زودی خود را در دنیایی پیدا می کند که اینها را به عنوان پیرمرد تلقی می کند.
خلاصه داستان: جوانی به نام “جاش” که زندگی بسیار خسته کننده ای دارد و زمانی که کار نمی کند، زمان زیادی را صرف بازی های ویدئویی می کند. زمانی که تمام دنیا در یک بازی کم آورنده اند و فکر می کنند قابل شکست دادن نیست، او این بازی را شکست می دهد و در آن پیروز می شود. پس از شکست این بازی، افرادی مرموز از آینده ظاهر می شوند. آن ها باعث شده اند تا دنیا را خطری بزرگ تهدید کند و تنها کسی که آن را می تواند نجات دهد، “جاش” است. “جاش” با استفاده از سفر در زمان، تیمی حرفه ای برای نجات زمین آماده می کند و داستان سریال آغاز می شود…
خلاصه داستان: دلالی که بین شرکتهای فاسد و افرادی که آنها را تهدید میکنند، معاملات پرسود انجام میدهد، وقتی یک مشتری جدید برای زنده ماندن به دنبال حمایت او میگردد، قوانین خودش را زیر پا میگذارد...
خلاصه داستان: پنج سال پس از «جهان ژوراسیک: سلطه»، یک گروه اکتشافی برای استخراج DNA از سه جانور غولپیکر پیش از تاریخ، به مناطق دورافتاده استوایی سفر میکنند تا به پیشرفتی شگرف در پزشکی دست یابند.
خلاصه داستان: یک مزدور وظیفه ردیابی یک هدف را در هواپیما انجام می دهد اما باید از او محافظت کند که آنها توسط افرادی که سعی در کشتن هر دوی دارند ، محاصره شده اند.
خلاصه داستان: بازی تاجوتخت اقتباسی از مجموعهٔ فانتزی ترانه یخ و آتش نوشتهٔ جرج آر. آر. مارتین است که نخستین رمان آن بازی تاجوتخت است. داستان بازی تاجوتخت در قارههای تخیلی وستروس و اسوس، در نزدیکی پایان یک تابستان ۱۰ ساله اتفاق میافتد و چندین خط داستانی را دنبال میکند. اولین داستان به جنگ بین خانوادههای اشرافی برای به دست آوردن تخت آهنین پادشاهی هفت اقلیم مربوط میشود. دومین خط داستانی، نزدیک بودن زمستانی طولانی و یورش موجوداتی افسانهای از شمال را شرح میدهد...
خلاصه داستان: در حالی که چهار حمله سنگین بیگانگان، زمین را به عصر حجر تبدیل کرده و جمعیت زیادی را از بین برده کیسی 16 ساله در تلاش است تا برادرش را از حملات مرگبار بیگانگان در امان بدارد...
خلاصه داستان: زمانی برای مردن نیست داستان جیمز باندی را دنبال میکند در حال خدمت نیست و او در حال لذت بردن از زندگی شخصی خود در جامائیکا است که در ادامه فلیکس لیتر، دوست قدیمی او، از جیمز باند درخواست کمک میکند. او به باند ماموریتی میدهد که باید یک دانشمند دزدیده شده را نجات دهد که یک گروه تبهکار بهرهبری شخصی بهنام سافین بهدنبال ساخت یک سلاح بسیار خطرناک با فناوری بسیار پیشرفته هستند.