خلاصه داستان: ”در اواخر قرن نوزدهم در لندن، رابرت انجیر، همسرش جولیا و آلفرد بوردن بعنوان دستیاران یک شعبده باز باهم کار می کنند. جولیا بر اثر یک تصادف در حین اجرا جان میدهد و رابرت، آلفرد را بخاطر مرگ همسرش سرزنش می کند و رابطه دوستانه بین آنها جایش را به دشمنی میدهد. بعد از مدتی هردو شعبده باز هایی مشهور، و رقبایی سرسخت برای یکدیگر می شوند و در اجرای یکدیگر خرابکاری می کنند. وقتی آلفرد یک حقه ناب را روی صحنه اجرا می کند، رابرت غرق در تلاش برای فاش کردن راز رقیبش می شود و این کار او عواقب غم انگیزی را به دنبال دارد.
خلاصه داستان: زمانی که خدمه ی یک سفینه ی فضایی ، پیامی نگران کننده از یک سیاره ی ناشناخته دریافت می کنند ، بعد از جستجو برای بازمانده ای در آن سیاره ، آن ها درمی یابند همراه خودشان یک موجود فضایی ناشناخته را وارد سفینه کرده اند و…
خلاصه داستان: وقتی مامور اطلاعاتی کاترین وودهاوس مظنون به خیانت به ملت است، شوهرش - که یک مامور افسانه ای نیز هست - با آزمون نهایی روبرو می شود که آیا به ازدواج خود وفادار باشد یا به کشورش...
خلاصه داستان: در طول جنگ جهانی دوم ، نوازنده تحسین شده لهستانی Wladyslaw با از دست دادن تماس با خانواده خود با مبارزات مختلفی روبرو می شود. با بدتر شدن اوضاع ، او برای زنده ماندن در ویرانه های ورشو پنهان می شود.
خلاصه داستان: داستان در مورد فرمانده سپاه روم به نام مکسیموس (راسل کرو) است. زمانی که در حال جنگ با شورشی های شمال است امپراطور روم به دیدنش می رود و به او می گوید که می خواهد بعد از خودش او را امپراطور کند. پسر امپراطور که این قضیه را متوجه می شود پدر خود را به قتل می رساند و مکسیموس را به مرگ محکوم می کند ولی ...
خلاصه داستان: هنگامی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می شود ، یک خلبان کشاورز و سابق ناسا ، جوزف کوپر ، وظیفه دارد یک فضاپیما را به همراه تیمی از محققان خلبان کند تا سیاره جدیدی را برای انسان پیدا کند.
خلاصه داستان: همه چیز با ساختن حلقه ها شروع شد. سه حلقه به الف ها که از همه باهوش تر بودند، هفت حلقه برای دروف ها که مردمان کاری و هوشیاری بودند و نه حلقه برای انسان ها که همیشه تشنه قدرت بودند. ولی به صورت مخفیانه حلقه دیگری توسط فرمانروای تاریکی (سایرون) ساخته شد و...
خلاصه داستان: کاب، یک دزد ماهر و با نفوذ، دست به جاسوسی شرکتی می کند، او فرصتی را برای به دست آوردن مجدد زندگی قدیمی خود به عنوان پیش پرداخت برای یک کار که ممکن است غیرممکن باشد، ارایه می دهد و ...
خلاصه داستان: بکی که هنوز با مادرش زندگی میکند و به یک شغل نیمه وقت و موقت دارد، خود را با زندگیهای بینقص در اینستاگرام مقایسه میکند و مجبور می شود به یک اکانت بازگردد: کلویی (گیلبرت). بکی با وسواس، زندگی به ظاهر بی عیب و نقص او را تماشا می کند تا اینکه …