خلاصه داستان: آلیس و سلین با همسران و پسران موفق هم سن و سال خود، سبک زندگی سنتی خود را دارند. هماهنگی کامل زندگی ناگهان پس از یک حادثه غم انگیز از هم می پاشد. گناه، سوء ظن و پارانویا با هم ترکیب می شوند و گره خواهرشان را می گشایند...
خلاصه داستان: سولن، یک مادر مجرد 40 ساله، عاشقانه غیرمنتظره ای را با هیز کمپبل 24 ساله، خواننده اصلی آگوست مون، داغ ترین گروه پسر روی کره زمین، آغاز می کند.
خلاصه داستان: یک نویسنده منزوی که رمانهای جاسوسی درباره یک مامور مخفی و یک سندیکای جاسوسی جهانی مینویسد، متوجه میشود که طرح کتاب جدیدی که او مینویسد، شروع به بازتاب رویدادهای دنیای واقعی، در زمان واقعی میکند.
خلاصه داستان: فران که دوست دارد به مردن فکر کند، پسر جدید را در محل کار می خنداند، که منجر به قرار ملاقات و موارد دیگر می شود. اکنون تنها چیزی که سر راه آنها قرار دارد خود فران است.
خلاصه داستان: هیزل و گاس نوجوانانی هستند که در یک گروه حمایت از سرطان با هم آشنا می شوند و عاشق هم می شوند. هر دوی آنها همان شوخ طبعی و عشق به کتاب، بهویژه «یک مصیبت امپراتوری» دارند، بنابراین سفری را برای دیدار نویسندهای در آمست آغاز میکنند...
خلاصه داستان: وقتی سه دوست صمیمی دوران کودکی شوخی می کنند که اشتباه می شود، ریکی استانیکی خیالی را اختراع می کنند تا آنها را از دردسر خلاص کنند. بیست سال بعد، آن ها هنوز از ریکی که وجود ندارد به عنوان یک حقه برای رفتار نابالغ خود استفاده می کنند...
خلاصه داستان: کاساندرا وب یک امدادگر کلان شهر نیویورک است که شروع به نشان دادن نشانه هایی از روشن بینی می کند. او که مجبور است افشاگریهای مربوط به گذشتهاش را به چالش بکشد، باید از سه زن جوان در برابر دشمنی مرگبار که میخواهد آنها را به خطر بیندازد، محافظت کند...
خلاصه داستان: در تلاش برای شروع دوباره، آدام در حالی که به محله قدیمی خود بازمی گردد تا شیاطین خود را آرام کند در حالی که برادر مردی که او کشته است به دنبال انتقام است، به دنبال رستگاری می گردد.