خلاصه داستان: یک زامبی بنام «آر» عاشق یک دختر می شود و جان او را نجات می دهد. از آن پس رابطه ای بین آن دو شکل می گیرد و ماجراهایی رخ می دهد که ممکن است باعث درمان مشکل تمام مرده های متحرک ( زامبی ها ) شود...
خلاصه داستان: مینی و کوین در یک روز به فاصله یک دقیقه به دنیا می آیند. زندگی آنها ممکن است با هم شروع شود، اما دنیای آنها نمی تواند متفاوت تر از این باشد. سالها بعد آنها دوباره خود را با هم می یابند. شاید زمان آن رسیده است که فرصتی برای عشق داشته باشید.
خلاصه داستان: پس از آنکه یک شراره خورشیدی عظیمی نیمکره شرقی زمین را از بین برد، یک گنجیاب تصمیم میگیرد به اروپا برود تا مونا لیزا را برای خود کند، اما...
خلاصه داستان: داستان زندگی به ظاهر بینقص آیوی و تئو که شامل فرزندان خوب، شغل مناسب و یک زندگی مشترک عالی است. اما تمام اینها با مجموعهای از نفرت و رقابتِ روی هم انباشتهشده، خیلی سریع زیر و رو میشود.
خلاصه داستان: پس از جدایی وحشیانه، مرد جوانی عهد می کند که در چهل روز عید مجرد بماند، اما دختر رویاهای خود را پیدا می کند و نمی تواند کاری برای آن انجام دهد.
خلاصه داستان: دو یتیم با خانوادهای از حیوانات جادویی متحد میشوند تا شهر خود را از دست آقا و خانم توییت، بدخلقترین، بدبوترین و شرورترین آدمهای جهان، نجات دهند.
خلاصه داستان: جوآن درگیر احساسات پیچیدهای نسبت به ویکتور میشود، در حالی که آلیس سعی دارد او را با تجربیات خودش در یک رابطه ناخوشایند آرام کند. اما هرکدام از آنها رازهایی در زندگیشان دارند که مسیرشان را تغییر ...
خلاصه داستان: شب سال نو 1999. مینی یک بطری تکیلا پیدا میکند که قابلیت سفر در زمان دارد. هر شات از این تکیلا او را به ابتدای همان شب برمیگرداند و به او فرصتی میدهد تا با تعداد شاتهای موجود در بطری، مسیر هزاره خود را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در چند سال گذشته، "قاتل چشم قلب" در روز ولنتاین با تعقیب و قتل زوج های عاشقانه، ویرانگری به بار آورده است. در این ولنتاین نیز، هیچ زوجی در امان نیست...