خلاصه داستان: یک خیاط پس از دزدیدن یک کیف از معاملهای نافرجام مواد مخدر، در تار و پودِ زندگی خودش گرفتار میشود. در بازی پرتنش موش و گربهای که هر لحظه شدت میگیرد، انتخابهای او مسیرهایی کاملاً متفاوت و سرنوشتساز رقم میزنند.
خلاصه داستان: اندی پسربچه ایست که کلی اسباب بازی دارد و درمیان آنها وودی کلانتر را بیشتر دوست دارد و با او بازی میکند. در دنیای اسباب بازیها وودی از همه محبوب تر است. در جشن تولد اندی، او یک آدم فضایی به نام باز لایتیر هدیه میگیرد. حالا اندی باز را بیشتر از همه اسباب بازیها دوست دارد. وودی در جمع اسباب بازیها محبوبیت خود را از دست دادهاست و این امر باعث درگرفتن رقابتی شدید بین باز و وودی شده است.
خلاصه داستان: «جك ریپر» ژنرال روان پریش ارتش و رئیس یک پایگاه هوایی در امریکاست که در اقدامی خودسرانه تهاجمی هسته ای علیه شوروی به راه می اندازد و رئیس جمهور و سیاستمداران آمریکا پس از آگاهی از این عمل با تجمع در اتاق فرماندهی جنگ ایالات متحده به دنبال راهی برای توقف این حملات می گردند.
خلاصه داستان: داستان زوجی در مسافرت در ایتالیا که در مسیر گرفتار طوفانی میشوند که آنها را منحرف میکند و حالا بدون وسیله نقلیه یا مهارتی در زبان خارجی، باید...
خلاصه داستان: در دل دنیای خلافکاران لندن، سه بازیگر بداهه پرداز توسط پلیس برای یک عملیات مخفی استخدام میشوند. ماموریت آنها این است که با تکنیک «بله، و…» راه خود را به درون یک باند تبهکار باز کنند.
خلاصه داستان: در سالهاى جنگ جهانى اول در كشور تومانیا، سربازى به نام « چارلى » ( چاپلین ) بر اثر سانحه ى سقوط هواپیما حافظه اش را از دست میدهد. او وقتى چشم باز میكند خود را در یك آسایشگاه روانى میابد و پس از مدتى كه طى آن حاكمیت كشور به دست دیكتاتورى به نام « هینكل » ( چاپلین ) افتاده، از آن جا مرخص میشود…
خلاصه داستان: روشنایی های شهر، فیلمی صامت کمدی به کارگردانی چارلی چاپلین و با بازی چارلی چاپلین، ویرجینیا چریل، فلورنس لی، هری مایرز است. «چارلى»؛ جانِ میلیونرى را نجات میدهد. اما پس از هوشیارى، «چارلی» را بجا نمی آورد و از خود میراند…
خلاصه داستان: در آخرین فیلم صامت چاپلین، او در مقابل جامعه ی مدرن، عصر ماشین ها و پیشرفت بر می خیزد. در ابتدا او را می بینیم که دیوانه وار تلاش می کند تا با خط تولید سفت کردن پیچ و مهره ها همراه شود. او برای آزمایش با یک دستگاه تغذیه ی اتوماتیک انتخاب شده است اما اتفاقات ناگواری که پیش می آید باعث می شود تا رئیسش تصور کند که او دیوانه شده است و چارلی به یک بیمارستان روانی منتقل می شود…
خلاصه داستان: داستان درباره دکتری به نام کینگ شولتز (Christoph Waltz) که یک شکارچی جایزه بگیر است می باشد او بردهای سیاه پوست به نام جنگو (Jamie Foxx) را می خرد تا به کمک خلافکاران را به دام بی اندازد و او نیز به جنگو کمک میکند تا همسرش را که در یک مزرعه توسط یک ارباب بی رحم بنام کلوین کندی (Leonardo DiCaprio) اسیر است را نجات دهد ولی...