خلاصه داستان: داستان دختر پانزده ساله یتیمی بهنام ژان که در صحنه فیلمبرداری فیلمی درباره ملکه برفی حضور دارد و مات و مبهوت بازی بازیگری میشود که شباهت بسیاری به شخصیت اصلی فیلم دارد.
خلاصه داستان: روایتی شاعرانه و تأملبرانگیز از مردی که با قلم خود زبان روسی را متحول کرد و آثاری جاودانه در زمینهی عشق، آزادی و سرنوشت انسان بر جای گذاشت.
خلاصه داستان: زنی هشتادساله در تلاش است تا با زندگی جدید خود در یک خانه سالمندان کنار بیاید، در حالی که باید با رابطه متناقضش با خودش و پرستارانش دستوپنجه نرم کند.