خلاصه داستان: «ماریون کرین» (لى) به امید تسهیل کار ازدواجش با «سام لومیس» (گاوین)، پولهاى کارفرمایش را میدزد و از شهر محل سکونتش خارج میشود و بین راه در «هتل بیتس» به دست جوانى به نام «نورمن» (پرکینز) که هتل را اداره میکند، به قتل میرسد…
خلاصه داستان: هنگامی که یک پیشخدمت یهودی با ذهنیت و پسرش قربانی هولوکاست می شود ، او از ترکیبی کامل از اراده ، طنز و تخیل برای محافظت از پسرش در برابر خطرات اطراف اردوگاه خود استفاده می کند.
خلاصه داستان: داستان در مورد فرمانده سپاه روم به نام مکسیموس (راسل کرو) است. زمانی که در حال جنگ با شورشی های شمال است امپراطور روم به دیدنش می رود و به او می گوید که می خواهد بعد از خودش او را امپراطور کند. پسر امپراطور که این قضیه را متوجه می شود پدر خود را به قتل می رساند و مکسیموس را به مرگ محکوم می کند ولی ...
خلاصه داستان: فیلم در محله ی فقیر نشین «شهر خدا» در حومه ریو دو ژانیرو پیش میرود. محله ای که هیچ قانونی در آن حکمفرما نیست و مافیا شهر را در دست دارد. شهر پر است از خشونت و مواد مخدر. داستان فیلم پیرامون زندگی دو کودک است که در این شهر بزرگ میشوند و هر یک مسیری کاملا جدا را در پیش میگیرند: یکی عکاس می شود و دیگری دلال مواد مخدر.
خلاصه داستان: مردی سرنگهبان بخش محکومان مرگ یک زندان ایالتی است، یکی از زندانیان، سیاه پوست تنومند و قوی هیکلی به نام جان کافی که به اتهام قتل به اعدام محکوم شده...
خلاصه داستان: مادری تنها با رخدادهای تلخ و پیاپی روبرو میشود که او را به مسیری پیشبینینشده سوق میدهد، جایی که ناخواسته درگیر موقعیتی میشود که هرگز تصورش را نمیکرد. حالا او...
خلاصه داستان: داستان درباره گروهی از سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم است، زمانی که ساحل نرماندی تحت اشغال آلمان هاست. آمریکا به این ساحل حمله می کند و این نبرد به یکی از بزرگترین نبرد های تاریخ مبدل می شود و سرباز های زیادی در آن کشته می شوند در میان کشته شدکان سه برادر از خانواده رایان وجود دارد. زمانی که نامه مادر آنها به دست فرمانده ارتش می رسد که او چهار فرزند دارد و حالا که تنها یکی از آنها زنده مانده نمی خواهد آخرین فرزند خود را نیز از دست دهد فرمانده ارتش دستور می دهد تا گروهی از افراد به پشت جبهه آلمان ها بروند و آخرین فرزند خانواده رایان را برگردانند و...
خلاصه داستان: داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسانهای آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسانها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی میکرد وی را در زندانهای امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگهای قربانی نیز دست میزد.