خلاصه داستان: پس از عدم موفقیت در برادوی، آوریل به زادگاهش باز می گردد و با اکراه برای آموزش گروهی ناامید از رقصندگان جوان برای یک رقابت بزرگ، استخدام می شود.
خلاصه داستان: کیت، سر آشپز ماهر رستوران بلیکر در منهتن است که به تنهایی زندگی می کند و به شدت بی عاطفه است و کسی را به خود راه نمی دهد. مرگ ناگهانی خواهرش باعث می شود سرپرستی خواهر زاده خود را به عهده گیرد. در این شرایط رییس رستوران سر آشپز دیگری را برای کمک به او استخدام می کند اما کیت سر سخت تر از آن است که اجازه دهد سر آشپز دیگری در آشپز خانه او باشد. در کشمکش و رقابت با سر آشپز جدید، بالاخره او را می پذیرد و در ادامه شاهد آن هستیم که …
خلاصه داستان: ویل ردفورد، تحلیلگر امنیت سایبری، با استفاده از یک برنامه نظارتی گسترده، تهدیدات امنیتی را پیگیری میکند. اما حملهای مرموز باعث میشود او به پنهانکاری دولت از خود و جهان شک کند..
خلاصه داستان: داستان ایزابل و نیکولاس که نیمه گم شده یکدیگرند اما هرچه سرنوشت آنها را بههم نزدیک میکند، خانواده، اعتقادات و... آنها را از هم جدا میکنند.
خلاصه داستان: « کنجى واتانابه » ( شیمورا ) ، کارمند قدیمى بخش بایگانى شهردارى ، در می یابد که به سرطان معده مبتلا شده و بیش از شش ماه دیگر زنده نمیماند . او ابتدا میخواهد تا از آخرین روزهاى زندگی اش لذت ببرد ، اما این بی فایده است و « واتانابه » میمیرد . در مراسم یادبودش ، روشن میشود که پیش از مرگ یک زمین بازى براى بچه هاى محله ساخته است .
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، یک زرگر به زادگاهش بازمیگردد و این بازگشت خاطرات عشق تابستانیاش با یک خیاط را که ۲۵ سال پیش رخ داده، زنده میکند. با وجود اختلاف سنی میان آنها، او تصمیم میگیرد...